در نشاپور و خدمت خواجهء بزرگ نظام الملك طوسى كردى و در مهمات خواجه با او مشورت كردى و راى و تدبير از او خواستى . »
شرح
( 71 ) ص 223 س 15 يكى كه فساد ملك مىجويد . . . بنده دانست كه سخن كيست - بسيار محتمل است كه اين اشارهاى باشد بتاج الملك و حامى او تركان خاتون . ر . ك . راحة الصدور ص 133 س 13 و با فصل 43 بند 3 مقايسه كنيد .
( 72 ) ص 234 س 12 چنين گويند كه روزى سليمان بن عبد الملك - ر . ك . تاريخ برامكه ص 2 - 9 آنجا كه اين حكايت تماما درست با عين اين لغات آمده است و بىگمان نويسندهء سير الملوك از آنجا اين داستان را نقل كرده است . تفاوت مهمى كه بين دو متن مزبور هست آنست كه در تاريخ برامكه نام وزير را « برمك » نوشته است نه « جعفر » .
نويسندهء كتاب مورد بحث ما بىجهت نام او را تغيير داده است و بىهيچ علتى بدعتى نهاده است . گويا خواسته است نام معروفترى را جايگزين نام برمك سازد . اين داستان در جوامع الحكايات هم آمده است ، اما در آنجا لغات و مضمون آن تغيير يافته است .
( 73 ) ص 241 س 9 و كودكان را برنكشند - شك نيست كه نظام الملك درينجا نظر بر محمود دارد كه تركان خاتون مىخواست كه او ولىعهد شود .
ر . ك . راحة الصدور ص 134 س 4 و توجه داشته باشيد به فصل بعد كه در آن اشاره به دخالت زنان در كارهاى كشور مىكند .
( 74 ) ص 242 س 2 اندر معنى اهل ستر . . . - عنوان اين فصل معمايى است . همهء نسخههاى خطى جزKعبارت « سران سپاه » يا نظير اين دارند كه با مضمون نمىخواند اما به نظر چنين مىرسد كه اين ناشى از سوء تفاهمى است كه از خواندن كلمهء « سراى » كه تنها در نسخهءKآمده است دست داده .
( 75 ) ص 254 س 10 از پس ديوارها - « مقصود مؤلف از اين قوم كه از پس ديوارهابدى مملكت مىسگالند فرقهء اسماعيليه است كه بيشتر در قلعهها در پناه مىزيستند و به همين جهت ايشان را اهل قلاع نيز ميخوانند . » ( عباس اقبال )
( 76 ) ص 255 س 6 كسانى هستند - « در اينجا نظام الملك تعريض بوزرايى مىكند كه در دستگاه ملكشاه معارض او بوده و مذهبى خلاف مذهب خواجه داشتهاند ، مثل مجد الملك قمى كه شيعى بوده و تاج الملك شيرازى