كه مؤلف اينجا و بر ص 296 س 17 كرده است كاملا اشتباهى است . ر . ك . قرمطيان بحرين ص 49 .
شرح
( 86 ) ص 286 س 20 سيار شيروى وردادوندى - ر . ك . تاريخ طبرستان ص 280 .
( 87 ) ص 299 س 3 برادرش نصر بن احمد . . . كه باطنى شده بود - مؤلف سير الملوك نصر بن احمد را كه برادر اسمعيل و سلف او در سلطنت بود با نصر بن احمدى كه نوهء اسمعيل بود و دومين كسى بود كه پس از اسمعيل بسلطنت رسيد اشتباه كرده است .
( 88 ) ص 299 س 8 پسرش منصور بنشست - در واقع پسر مهتر نوح عبد الملك جانشين پدر شد و هفت سال فرمان راند و آنگاه منصور بر تخت نشست . ر . ك . به حاشيهء ص 144 14 .
( 89 ) ص 301 س 3 شيرورزه - معلوم نشد كه اين چه جاى بوده قبلا محتمل مىنمود كه سبزور ( سبزوار ) باشد ولى اين از شكل نامى كه حالا در پيش داريم بعيد است .
( 90 ) ص 303 س 17 وكيل پارس و خور - اين كلمات باحتمال قوى دور از حقيقت است و به نظر مىرسد كه در آن تحريف شده باشد .
( 91 ) ص 306 س 18 البلاغة السابع - محتمل است كه اين نام اشارهاى باشد بيك كتاب دستورات راجع به درجات هفتگانهء مذهب اسمعيلى كه آن را عبدان برادرزن حمدان نوشته بود . ر . ك . دايرة المعارف اسلامى تحت نام قرمطيان .
( 92 ) ص 309 س 17 اهل مغرب و اهل غربيان - البته اين كلمات قانعكننده نيست ولى متن قبلى « و آن عربيان كه » شايد حق ندارد .
( 93 ) ص 313 س 2 دشتبيه - اين ظاهرا همان ناحيه است كه ميان قزوين و همدان واقع شده و بنام دستبى يا دستبا مشهور است . ر . ك . مسالك و ممالك ص 173 س 20
( 94 ) ص 313 س 16 محمد حميد طايى - در زين الاخبار ص 2 س 12 و تاريخ طبرى نام خاندان اين مرد طاهرى نوشته شده است .
( 95 ) ص 313 س 17 زريرين على بن صدقه - طبرى اين نام را زريق نوشته است .
( 96 ) ص 319 س 5 باريزد شاه - اين نام مبهم اكنون بشكلى واضحتر درآمده ولى هنوز نتوانستهام آن را تشخيص دهم .
( 97 ) ص 320 س 11 طبلى مىزنند ديگر بار - در اينجا بجاى « ديگربار » متن چاپ خلخالى « زير گليم » دارد و اين بسيار مناسبتر مىنمايد ولى متأسفانه