است مستولى شود بر بلاد اسلام - و او را سلطان گويند - در عرف فقها بر او ده چيز واجب است ، از آن حيثيت كه امام است يا سلطان .
واجب اول بر امام يا سلطان آن است كه حفظ دين نمايد بر اصول آنكه مستقر و معين شده ، و آنچيزى كه اجتماع كردهاند بر او سلف امّت .
واجب دوم آن كه انفاذ كند احكام خود را در ميان جماعتها كه در منازعت باشند ، و قطع خصومات ايشان كند تا عدالت او عام شود ميان مسلمانان .
واجب سيوم آن كه حمايت بيضهء اسلام كند و دشمنان را از حريم ممالك اسلام براند ، تا مسلمانان را تصرف در معايش و ارزاق آسان گردد ، و در سفرها تردّد به امن توانند نمود .
واجب چهارم آنكه اقامت حدود كند تا محارم حضرت حق سبحانه و تعالى محفوظ و محروس ماند .
واجب پنجم آنكه محكم گرداند مداخل كفّار را به بلاد اسلام - كه آن را ثغور گويند - و مردمان قوى را بر ممالكى كه مظنّهء دخول كفار باشد نصب كند ، تا آن را نيكو محافظت نمايند .
واجب ششم آنكه مجاهده كند با كسى كه معاندت مىنمايد با اسلام بعد از آنكه دعوت كند ايشان را تا آن زمان كه تسليم شوند ، يا مصالحت كند با ايشان .
واجب هفتم آنكه جمع گرداند مال فىء و صدقات و خمس غنايم را .
واجب هشتم آن كه تقدير كند عطاى مستحق در بيت المال ، بىاسراف و بىتقتير يعنى به اندازه دهد ، زيادت نگرداند و كم ندهد .
واجب نهم آنكه طلب كفايت مهمّات ممالك به امينان نمايد و تفويض مهامّ شرعيه مثل وزارت و امارت و قضا و احتساب به مردمان نمايد كه ايشان را ناصح و امين داند .
واجب دهم آنكه بنفس خود مباشرت كند اطلاع بر امور را ، و تفحّص احوال همهء طوائف نمايد ، تا منتهض شود از براى سياست ائمه و حراست امّت .
سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 88
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص٨٨