سلاح اول يقين است ، و سلاح دوم صبر است .
و اما جهاد كافران و منافقان بر چهار مرتبه است : بدل ، و زبان ، و مال ، و نفس .
و اما جهاد ارباب ظلم و منكرات و بدع بر سه مراتب است : اول بدست ، و اگر عاجز شود به زبان ، و اگر عاجز شود بدل .
و اين سيزده مرتبه كه جهاد است و هركه از او بىبهره بود علامت او نفاق بود : من مات و لم يحدّث نفسه بغزو مات على شعبة من النفاق . و اكمل خلق در مجموع اين مراتب آن حضرت بود ، از اول روز بعثت تا روز وفات لايزال در جهاد بود ، و جنوانس و عربوعجم و كوچكوبزرگ و آزادوبنده و نر و ماده را به حق دعوت مىفرمود و راه راست مىنمود ، و از شرك و كفر و ضلال منع مىكرد . و چون زبان بسبب و شتم اصنام بكشيد كفار قريش بعداوت برخاستند ، و چون اذى و معادات ايشان بغايت رسيد فرمان بهجرت شد ؛ جماعتى به زمين حبشه هجرت كردند ، امير المؤمنين عثمان با رقيّه رضى اللّه عنهما و ده نفر ديگر برفتند . باز چون حمزه رضى اللّه عنه مسلمان شد ، و اسلام آشكارا گشت و در تزايد آمد ، كفار در اضطراب شدند ، و با يكديگر معاقدت كردند كه با بنى - مطلب و بنى عبد مناف مبايعت و مناكحت نكنند ، و از مكالمت و مجالست ممتنع باشند ، تا آن حضرت را تسليم ايشان كنند . و بر اين جمله نامهاى نوشتند و در سقف كعبه آويختند ، دست كاتب شل شد و آن نامه را كرم بخورد ، مگر جائى كه نام خدا و رسول بود . و بنو هاشم و بنو مطلب در ميان شعب محصور مىبودند مدت سه سال ، تا جبرئيل عليه السلام خبر كرد كه صحيفه را كرم خورد و كفار قريش بسخن ابو طالب از سر آن گذشتند . و همچنين جهاد به زبان مىفرمود تا قتال فرض شد .
و احاديث بر فضل جهاد زيادت بر چهارصد ثابت شده ، و با صحابه مبايعت مىكرد در جنگ كه نگريزند ، و گاه مبايعت مىفرمود بر موت . و در امر جهاد با صحابه مشورت مىكرد . و در راه بعد از همه لشكر رفتى ، و ماندگان را
سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 408
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص٤٠٨