كشته شود ، پس اگر داند و شناسد آن مسلمان را قصاص لازم آيد . و اگر ظن داشته باشد كه مسلمان است ديت لازم آيد . و اگر ضرورت داعى شده باشد به تير انداختن ، تير اندازيم بديشان و توقّى كنيم مسلمانان را . پس اگر تير اندازند و كشته شود آن مسلمان در اين حال ، نه قصاص باشد و نه ديت اگر او را ندانند مسلمان ، و اگر او را دانند مسلمان واجب مىگردد ديت .
و حرام است هزيمت و بازگشتن از صف قتال گاهى كه زيادت نباشد عدد كفار بر دو برابر لشكر مسلمانان ، مگر آنكه متحرّف شده باشد از براى جنگ ، يا آنكه جاى گرفته باشد نزد طايفهاى ديگر كه با ايشان حمله كند . و اگر عاجز شود از براى تشنگى ، يا اسپ او بميرد و قادر نباشد بر قتال پياده ، يا نماند او را سلاحى ، جايز است او را بازگشتن . و اگر گمان برد كه اگر ثابت مىماند مقتول مىشود جايز نيست او را بازگشتن . و جايز نيست كه صد سوار شجاع از دويست و يك سوار ضعيف از كافران منهزم گردد . و گاهى كه قصد كنند كافران بلدى را و اهل بلد حصار كنند گناهكار نمىگردند .
و گاهى كه زنان كافران يا فرزندان ايشان اسير گردند بنده شوند همچو ساير اموال غنيمت ، و امام اختيار دارد در ميان مردان كامل ايشان اگر خواهد كشد ، يا منّت نهد ، يا فدا ستاند ، يا بنده سازد ايشان را برحسب مصلحت او . و اگر مصلحتى نزد او ظاهر نگردد حبس كند ايشان را تا آن زمان كه ظاهر گردد . و اگر مسلمانى يا ذمئى اسير را بكشد پيش از آنكه امام در باب ايشان رأى مقرر گرداند ، او را تعزير كنند و قصاص و ديت نيست و نه قيمت . و بعضى گويند :
قيمت واجب گردد . و اگر امام اختيار فدا كند بمال ، آن مال حكم غنيمت دارد ، و همچو غنيمت قسمت كنند .
و در « فتاواى قفال » آمده كه هرگاه كه اسيران ما در دست كافران نباشند جايز است ما را فدا بمال و غير آن ، بخلاف آنكه اسيران ما در دست ايشان باشند كه بر آن تقدير جايز است ما را مفادات بنفس نه بمال . و مذهب امام ابو حنيفه رحمه اللّه همچنين است . و گاهى كه واقع شود در ميان اسيران زنى يا
سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 405
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص٤٠٥