تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
اين اختيار قدورى است . و بعضى گفته‌اند كه ادنى مدت سفر زيرا كه انقضاى مدت سفر را نهايتى نيست و آن اختيار بعضى از متأخران است . اين است سخن هدايه ، و بعضى از شارحان « هدايه » گفته‌اند كه فتوى بر قول متأخران است . اين است مذهب امام اعظم رحمه اللّه در انكاح سلطان كسى را كه ولى خاصه نباشد و صغير يا صغيره باشد ، و خود نتواند نفس خود را تزويج كردن . و بر سلطان است كه او را انكاح كند بكفو نزد عدم اوليا ، و احتياج به ولى در صغير و صغيره و مجنون و مجنونه است ، و الّا عاقلهء بالغه خود ولى نكاح خود است نزد حنفى و اللّه اعلم . و اما در مذهب شافعى رحمه اللّه ؛ در كتاب « انوار شافعيه » گويد : يكى از اسباب ولايت سلطنت است پس تزويج كند سلطان بولايت عامه ، زنان بالغات را باذن ايشان به اكفاء ايشان . و صحيح نيست كه به غير كفو تزويج كند و اگرچه ايشان راضى شوند . پس زنان صغاير را به هيچ حال تزويج نكنند ، نه بولايت و نه بنيابت سلطان از پدر و غير آن . و كسى را تزويج توان كرد كه در محل حكم او باشد نه غايب ، و اگر چه مال او در محل حكم او باشد . و سلطان تزويج كند در چند صورت : يكى نزد عدم ولى بقرابت يا ولا ، پس اگر سلطان داند كه او را هيچ ولى نيست و خالى است از نكاح و عدّه ، او را تزويج كند . و اگر نداند او را مطالبت كند به دو گواه . و اين مطالبت بشاهدان بر وجه سنت است نه وجوب . صورت دوم نزد احرام ولى به نسب يا ولا . سيوم نزد غيبت ولى هرگاه كه ولى اقرب حاضر نباشد . پس اگر مفقود باشد و مكان او معروف نباشد و موت و حيات او ، تزويج كند سلطان او را . و اگر منتهى شود امر بغايتى كه حكم كند قاضى بموت او منتقل مىگردد ولايت به ابعد . و اگر مكان او بداند اگر در مسافت قصر و ما فوق آن باشد تزويج كند سلطان نه ابعد . اگر دون آن باشد تزويج نكند تا مراجعت كند به دو بمراسله يا بمكاتبه ، پس حاضر گردد يا وكيل گمارد . پس اگر حاكم مراجعت كند و او امتناع نمايد تزويج نمايد حاكم . و اگر رسيدن به دو متعذر باشد از براى خوف طريق ، جايز است كه تزويج كند او را بىمراجعت . و اگر دعوى كند غيبت