نيايند ، محمول است بر آن صورت كه امام نباشد . اما اعانت امام حق از واجبات است نزد غنا و قدرت . و اگر ايشان را جماعتى باشد كه بسوى ايشان بازگردند و ديگربار قوت گيرند ، از پى ايشان بايد رفت بعد از هزيمت . و اگر كسى از ايشان مجروح شده باشد ، او را بايد كشت . و اگر ايشان را گروهى نباشد كه بديشان باز - گردند ، مجروح ايشان را نبايد كشت و از پى گريختهء ايشان نبايد رفت و ذرّيّت ايشان را سبى نبايد كرد ، و مال ايشان را قسمت نبايد كرد . زيراكه امير المؤمنين على كرم اللّه وجهه روز جمل فرمود كه اسير ايشان را نكشند ، و كشف ستر زنان ايشان نكنند . و مقتدا در باب قتال باغيان امير المؤمنين على است . و باكى نيست اگر مقاتله بسلاح ايشان كنند اگر محتاج باشند مسلمانان بدان . و بايد كه حبس كند امام مالهاى ايشان را و بر ايشان رد نكند و قسمت نكند تا توبه كنند ، و بعد از توبه رد كند برايشان . و آنچه اهل بغى از بلادى كه بر آن غالب شده باشند بستانند از خراج و عشر ، امام بازنستاند نوبتى ديگر از رعيت ، زيراكه ولايت اخذ او را بود بواسطهء حمايت ، و او حمايت نكرد ، پس آنچه باغيان از خراج و عشر ستدهاند در مصارف شرعيه كه حق آن است ، كافى است صاحب مال را كه از او خراج و عشر ستدهاند . و اگر صرف نكردند در حق خود ، پس واجب است بر اهل آن ، ميانهء ايشان و خدا ، كه آن را بازگردانند ، زيراكه به مستحق نرسيده . و گفتهاند كه برايشان نيست كه خراج را اعادت كنند زيراكه ايشان لشكريانند ، پس مصارف خراج باشند ، و اگرچه اغنيا باشند . و اعادت در عشر نيست اگر ايشان فقرا باشند .
و اگر كسى از باغيان كسى را بكشد هم از باغيان ، بعد از آن اهل حق برايشان غالب شوند بر او قصاص نيست ، زيراكه امام عدل را در وقت قتل ، ولايت نبوده ، همچو قتل در دار الحرب . و اگر غالب شوند بر مصرى ، پس بكشد مردى از اهل مصر مردى را از اهل مصر عمدا ، بعد از آن غالب گردد امام بر اهل آن مصر ، در اين صورت قصاص كنند . و تأويل اين سخن آن است كه جارى نشده باشد بر اهل آن مصر احكام ايشان ، و بيرون كرده باشند ايشان را
سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 386
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص٣٨٦