است بر دو قول . بعضى گويند باقى نيست و در زمان حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه - و سلم مرفوع شد . و اصحّ آن است كه باقيست . و در تعيين وقت آن خلاف است كه در وقت معين از روز جمعه است يا آن را وقتى معين نيست ؟ جماعتى مىگويند :
وقت او معين است ، و اختلاف كردهاند در بيان آنوقت بريازده قول ، و ارجح اقوال آن است كه بعد از نماز عصر هست .
و عادت آن حضرت چنان بود كه چون خطبه خواندى آواز را بلند كردى به حدى كه چشمان مباركش سرخ شدى . و خطبه را كوتاه خواندى ، و نماز را دراز گزاردى . و در خطبه قواعد اسلام را بيان فرمودى ، و مهمات دين را تعليم كردى .
و اگر در اثناى خطبه حاجتى عارض شدى يا سايلى سؤال كردى ، قطع كردى سخن را ، و حاجت را بگزاردى ، و آنگاه خطبه را تمام كردى . و اگر درويشى يا محتاجى در ميان جمع بديدى ، حاضران را امر فرمودى بتصدّق و تحريض كردى به دادن . و بانگشت شهادت اشارت كردى چون نام خداى تعالى ياد كردى . و چون جماعت تمام حاضر شدندى براى خطبه بيرون آمدى تنها و خادمى يا حاجبى پيش او نبودى . و طيلسان و طرّجه و جامهء سياه و امثال ملابس معتاد نبودى . و چون به مسجد درآمدى مر حاضران را سلام كردى ، و چون بمنبر برآمدى روى بسوى حاضران آوردى ، و ديگربار سلام كردى ، آنگاه بنشستى و بلال رضى اللّه عنه شروع در اذان كردى ، چون فارغ شدى برخواستى و خطبه كردى بىفاصلهء ميان اذان و خطبه ، و شمشير در دست نگرفتى بلكه اعتماد بر كمانى يا عصائى كردى . و اين پيش از آن بود كه منبر ساختند ، اما بعد از اتخاذ منبر محفوظ نيست كه بر چيزى اعتماد كرد ، نه عصا و نه غير آن . و در ميان هردو خطبه لحظهاى بنشستى ، چون از خطبهء دوم فارغ شدى ، بلال رضى اللّه عنه اقامت گفتى ، در حالت خطبه مردمان را به نزديك شدن و بخاموشى امر كردى . و چون بلال از اذان فارغ شدى ، پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم شروع در خطبه كردى ، و كسى به سنت گزاردن برنخاستى . و بعضى از علما كه به سنت جمعه قائل شدهاند قياس بر ظهر كردهاند .
و اثبات سنن بقياس جايز نيست . اما بعد از جمعه چون به منزل بازگشتى چهار
سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 380
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص٣٨٠