« عيون » آورده كه چون مخاصمه نمايند به قاضى برادران يا پسران عم ، سزاوار است كه ايشان را اندكى مدافعت نمايد ، و تعجيل نكند به قضا ميان ايشان ، زيرا كه قضا اگرچه بر حق است ، گاه هست كه سبب عداوت ميان ايشان مىگردد . و صدر الشهيد گفته : اين مخصوص به اقارب نيست بلكه ميان اجانب نيز سزاوار است كه همچنين عمل كند . امام ظهير الدين مرغينانى گفته گاهى كه قاضى طمع كند در اصلاح خصوم به آنكه انفاذ حكم در ميان ايشان نكند نيكو باشد ، زيرا كه عمر رضى اللّه عنه فرموده : خصوم را ردّ كنيد شايد كه صلح كنند . و امام - ابو يوسف رحمه اللّه گفته كه من برآنم كه بيش از يك دو نوبت ردّ ايشان نكند اگر طمع صلح باشد ، زيرا كه در زيادت اضرار مستحق است ، و اگر انفاذ حكم كند بىتردّد او را مىرسد .
و سزاوار است كه قاضى عذر خواهد به سوى كسى كه ترسد كه در نفس او چيزى پيدا گردد در مجلس او ، و تفسير كند از براى خصم ، و وجه قضا را بيان كند ، تا بداند كه قاضى حجت را فهميده و قضا بعد از فهم كرده ، زيرا كه شايد كه او را متّهم سازند به غفلت .
و سزاوار است كه بر بالاى سر قاضى جلوازى واقف باشد ، و جلواز كسى است كه مردم را از بىادبى منع كند ، و چون خصمان بيايند جلواز بگويد : كدام از شما مدّعىايد ؟ آن كس كه مدّعى است بايد كه سخن گويد . و مردمان در اين امر اختلاف كردهاند ، بعضى گويند : سزاوار آن است كه قاضى ساكت شود تا مدّعى سخن گويد ، و سؤال از دعواى او نكند . و خصّاف رحمه اللّه گفته : سزاوار است كه سؤال كند ، زيرا كه مجلس قضا مجلس به هيبت است ، پس هر كه مثل آن مجلس نديده متحيّر مىگردد ، پس بايد كه سؤال كند از او تا قادر شود بر دعوى . و از امام محمد بن الحسن رحمه اللّه روايت كردهاند كه قاضى اختيار دارد اگر خواهد سؤال كند همچنانچه رأى خصّاف است ، و اگر خواهد ساكت شود .
و گاهى كه دعوى كند فراگيرد قاضى يا كاتب او بياضى را ، پس بنويسد دعوى را در آن رقعه به لفظه ، زيادت نگرداند بر آن و ناقص نسازد ، و اگر فارسى
سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 149
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص١٤٩