اكنون بيان كنيم شروط قضات در مذهبين چيست ؟
فصل دوم ، در شرايطى كه چون در كسى جمع شود امام يا سلطان او را قاضى تواند ساخت :
بدان ايدك اللّه تعالى كه در مذهب حنفى كسى را قاضى توان ساخت كه گواهى او را توان شنيد . پس در اين مقام لابد باشد از بيان كسانى كه گواهى ايشان توان شنيد .
در « هدايه » گويد : قبول نكنند گواهى اعمى را ، پس شرط اول شاهد آن باشد كه او بصير باشد . دوم آنكه محدود در قذف نباشد . سيوم آنكه والد نباشد نسبت با ولد . و چهارم آنكه ولد نباشد نسبت با والد . پنجم آنكه زناشوهرى ميان ايشان نباشد . ششم آنكه مولاى مشهود له نباشد و مكاتب او هم نباشد . هفتم آنكه مخنّث بدكردار نباشد . هشتم آنكه نايحه و مغنّيه نباشد .
نهم آنكه مدمن الخمر نباشد . دهم آنكه كفتر « 1 » باز نباشد . يازدهم آنكه غنا از براى مردم نگويد . دوازدهم آن كه اتيان نكرده باشد بابى را از كباير كه متعلق مىشود به دو حدّ ، يعنى فاسق مرتكب كباير نباشد حال اداء شهادت . سيزدهم آن كه بىازار به حمام در نرود . چهاردهم آنكه آكل ربا و مقامر به نرد و شطرنج نباشد ، مراد آنكه به قمار بازد نرد يا شطرنج را . امّا مجرّد باختن شطرنج به مذهب حنفى نيز فسقى نيست كه مانع از شهادت باشد . و در هدايه گفته همچنين است حكم كسى كه نماز او فوت شود به واسطهء اشتغال به نرد و شطرنج ، و امّا مجرّد اشتغال به لعب به شطرنج ، آن فسق نيست كه مانع از شهادت باشد ، زيرا كه اجتهاد را در او جواز است . و در « نهايه » گفته : شافعى و مالك حلال داشته - اند شطرنج را ، و ما در شروط شهادت به مذهب شافعى بيان كنيم . پانزدهم آنكه تارك مروّت نباشد كه افعال مستحقره از او صادر شود همچو بول و اكل بر طريق . شانزدهم آنكه ظاهر نكند سبّ سلف را ، نعوذ باللّه من ذلك به خلاف
هامش
( 1 ) م . كبوتر