تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١

باب دوم در بيان نصب قضات در امصار و شروط و آداب قضات و اعمال ايشان من حيث القضا .

و اين باب مشتمل بر هفت فصل است .

فصل اول ، در معنى قضا در لغت شرع و تعريف قاضى :

بدان ايدك اللّه تعالى قضا در لغت به هفت معنى آمده : اول الزام ، و قاضى را از آن جهت قاضى گويند كه الزام خصوم مىكند . دوم حكم ، و اصل او قضاى بوده به يا ، زيرا كه فعل « قضيت » است ، چون يا بعد از الف آمده او را مهموز ساختند ، و به اين معنى است آنچه در قرآن وارد شده :
وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ
. « 1 » سيوم به معنى فراغ ، چنانچه گويند : ضربه فقضى عليه يعنى او را در جاى كشت ، گوئيا ازو فارغ شد . چهارم به معنى قتل ، چنانچه گويند : سمّ قاض ، اى : قاتل . پنجم به معنى موت ، قضى نحبه يعنى : مات . ششم به معنى ادا ، و ادا و قضا مترادفانند . گويند ادّى دينه و قضى دينه ، غير آن‌كه استعمال مىكنند ادا را گاهى در غير واجب ، و قضا را البتّه در واجب استعمال مىكنند . هفتم به معنى احكام ، قال اللّه تعالى :
فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ
« 2 » اى - احكمهنّ .
هامش
( 1 ) سورهء الاسراء : آيهء 23 . ( 2 ) سورهء فصلت : آيهء 12 .