تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
و امّا در شريعت قضا عبارت از فصل خصومات است و قطع منازعات ، و قاضى در عرف شرع عبارت از كسى است كه فاصل خصوم باشد ، و مبيّن محقّ از مبطل . « 1 » اين تعريف قاضى است نزد علماء حنفيه ، و درين تعريف بحث است زيرا كه بر محكّم صادق است كه او فاصل خصوم است و مع ذلك او را قاضى نمىگويند . و تعريف قاضى نزد شافعيان آن است كه قاضى كسى است كه او را از قبل امام و سلطان يا خلفاء ايشان در نصب ، سلطنت الزام خصوم جهت اداء حقوق باشد ، و اين تعريف بر محكّم صادق نيست ، زيراكه او را سلطنت الزام خصوم از قبل سلطان و امام نيست ، و خليفه يا سلطان را اگرچه الزام خصوم هست ليكن به قيد « 2 » نصب از قبل امام يا خليفه بيرون مىروند . امام ابو يوسف رحمه اللّه به اسناد خود آورده بدين ترتيب : قال ابو يوسف يعقوب رحمه اللّه عن عبيد اللّه « 3 » بن حميد عن ابى بكر الهذلى عن ابن مليح عن ابن اسامة ، و محمد عن ابى بكر الهذلى ( عن ابن مليح عن ابن اسامه ) « 4 » ان عمر بن الخطاب رضى اللّه عنه كتب الى ابى موسى الاشعرى : اما بعد فانّ القضاء فريضة محكمة و سنّة متّبعة يعنى عمر بن خطاب به ابى موسى اشعرى نوشت كه اما بعد بدرستى كه قضا فريضه‌اى محكمه است و سنّتى متّبعه است . و فقيه ابو الليث رحمه اللّه در « مبسوط » گفته : قضا را از آن جهت فريضهء محكمه گفت كه حق تعالى فرموده :
إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ - النَّاسِ
« 5 » و ديگر آيات وارده ، و او را سنّت متّبعه گفته زيراكه حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم قضا در ميان امت فرموده ، پس اتّباع او واجب باشد . و صدر الشهيد در « ادب قاضى » گفته : قضا فريضهء محكمه است . يعنى حكم در
هامش
( 1 ) مبطل باشد . ( 2 ) م . تقيد . ( 3 ) م . عبد الله . ( 4 ) اضافه ازم . ( 5 ) سورهء النساء : آيهء 105 .