احمد خان بن هلاكو خان
بعد از پدر روز يكشنبه سيزدهم ربيع الاول سنه احدى و ثمانين و ستمائه در الواق بپادشاهى نشست در اول او را نام نكو دار اعلى بود چون بشرف اسلام مشرف شد بسلطان احمد موسوم گشت وزارت برقرار بخواجه شمس الدين صاحبديوان داد و چوندو سال و دو ماه پادشاهى كرد
ارغونخان بن ابقاخان بن هلاكوخان
بر او خروج كرد و او را كشت ارغون خان بن ابقا خان بن هلاكو خان بعد از احمد خان در هفتم جمادى الآخر سنهء ثلث و ثمانين و ستمائه بپادشاهى نشست خواجه شمس الدين صاحبديوانرا كه بيست و نه سال وزارت پدر و جد او كرده بود بكشت و خواجه شمس الدين ساعتى مهلت طلبيده و غسل كرده بمصحف مجيد تفأل نمود پس وصيتنامهء بفرزندان در قلم آورد و اينرقعه باكابر تبريز نوشت چون تفأل به قرآن مجيد كرد اين آيه برآمد
« إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ »
بارى تعالى چون بندهء خويشرا در اينجهان فانى نيكو داشته و در اينعالم بشارت جهانى باقى به دو رسانيد و چونحال بدين نهج بود بمولانا محيى الدين و مولانا افضل الدين و مولانا همام الدين و مشايخ كبار كه ذكر هريك به طول مىانجامد و ذكر احتمال ديگر ميگردد بشارت رسانيدن واجب نمود تا دانند كه قطع علايق كرده روان گشتيم ايشانرا نيز بدعاى مدد دهند و السلام و چون از كتابت فارغ شد در مقام تسليم بر - زبان آورد كه هرچه از تو آيد خوشبود خواه شفا خواه الم و در مرثيهء او گفتهاند :
از رفتن شمس از سقف خون بچكيد * روى بكند و ز هر دو گيسوى ببريد
شب جامه سياه كرد زين ماتم و روز * بر زد نفسى سر ز گريبان بدريد
و اولاد خواجه يحيى و فرج اللّه و مسعود اتابك بسياست رسيدند مرقد صاحب و اولاد در جريد آب تبريز است ارغونخان هفت سال پادشاهى كرد و در ربيع الاول سنهء تسعين و ستمائه درگذشت در تاريخ وفات او گفتهاند :
شنبه ز هجرت نبوى ششصد و نود * در پنجم ربيع نخستين بنو بهار
اندر مقام باغچه ارغون بوقت چاشت * كرد از جهان كنار بتقدير كردگار
كيخاتوخان بن ايقاخان بن هلاكوخان
بعد از اغونخان به مدت پنجماه پادشاه شد وزارت بخواجه صدر الدين احمد خالد بداد