تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 788

مساهمون:

ص٧٨٨
و نخجير بسيار در او سر داده تا توالد و تناسل ميكردند و سلطان‌آباد و چمچال و كرند و مائين دشت خرابند

حرسين

قلعه‌ايست كه فضه در پاى آن بوده .

وسطامه

دهى بزرگ بوده در محاذى صفة شبديز بر آن نگاشته‌اند و يك آسياگردان آب از آن زير صفه كه از سنك خارا در آن پايان كوه تراشيده بيرون ميآيد و اكنون از وسطامه اثرى باقى مانده

شهرزور

از اقليم چهارمست قباد بن فيروز ساسانى ساخت صاحب صور الاقاليم گويد كه آن را شهرزور بجهة آنگويند كه حكامش اكراد بوده‌اند و هركرا زور بيشتر بوده بر مسند حكومت مىنشسته

ولايت خوزستان

درو دروازهء شهر بوده است و اكنون بيشتر آن بلاد خرابست حدودش بكردستان و عراق عرب و فارس پيوسته است مال ديوانيش در زمان خلفاى عباسى سيصد تومان خانى بوده و اكنون بعضى در تصرف اعراب و برخى داخل ديوان شاهيست و اعراب نيز هرسال پيشكش بدرگاه ميفرستند

تستر

الان بشوشتر مشهور است از اقليم سيم است طولش از جزاير خالدات فدل و عرضش از خط استوا لال هوشنك پيشدادى ساخته بود و خراب شده اردشير بابكان بتجديد عمارت نموده و شكل آنشهر را مانند شكل اسب ساخته چنان كه شاپور ذو الاكتاف بدست قيصر او را بايران آورده و باز شاپور بر او غالب شده از بند خلاص گشت چنانچه سبق ذكر يافت شهريار ايران بجهة تدارك خرابى كه از قيصر در ايران واقع شده بود فرمود تا قيصر بندها بر رود شوشتر بست و نهر دشت‌آباد كه مدار ولايت شوشتر بدانست بدان سبب جارى شد و شوشتر چهار دروازه دارد و هوايش بغايت گرم است و در تابستان مردم آنجا اغذيه غليظ ميخورند و مضر نيست بجهة آنكه آب شوشتر از كوه زرده و جبال كر بزرك برميخزد و بعد از سى فرسنك و كسرى به تستر ميرسد و چون قريب المسافت است هنوز سردى به آن مىباشد لاجرم در آنگرما مردم آنجا غذاى غليظ مىتوانند خورد و شاپور ذو الكتاب شادروانى ساخته و آب را بگرد تستر درآورده چهار دانك آن آب در ممر اول درهء غربى آنشهر روانست و دو دانك در ممر مجدد در شرقى آن بلده جاريست و در حدود دزفول بشط العرب ميريزد و از نيكوئى زمين آنجا بيك درازگوش شخم توانكرد غله و پنبه و نيشكر در او خوب ميآيد و پيوسته ارزانيست چنان كه هنگام تنگى تسعير غله در آنجا كمتر از آن فراخى شيراز است و مردم آنجا اكثر سياه‌چرده و لاغرند و حمد اللّه مستوفى گويد كه اهل تستر حنفى