آذربايجان پيوسته است فتق خوانند و چون بحدود عراق و گيلان رسد دزكوه خوانند و چون بوسط قوس و مازندران رسد موز خوانند و مازندران در اصل موزندرون بوده است و چون بدرياى خراسان رسد سونج خوانند حقوق ديوانيش در عهد خواقين شيروان شصت و پنجهزار تومان تبريزى اين زمان بوده و در عهد مغول هفتصد و سى و چهار تومان اين زمان بوده
باكوبه
از اقليم پنجم است و هوايش بگرمى مايلست
شماخى
قصبهء شيروانست و از اقليم پنجم انوشيروان عادل ساخته هواى آنجا نيز بگرمى مايلست
قيلز
از اقليم پنجمست قريب بدربند قباد پدر نوشيروان ساخته و فيروز قباد نيز قصبهايست نزديك دربند
كشتاسفى
ولايت كشتاسفى در كنار كشتاسب از آب كردارس دو نهر بريده و ديها بر آن ساختهاند و برنج بسيار در آنجا حاصل مىشود
ولايت كرجستان
دار الملك اينولايت شهر تفليس است و آن بلده از اقليم پنجمست و آب كر در ميان آن روانست و عمارت بر روى كوه ساختهاند و در آنجا حمامات بسيار است و آب گرم از سنگ بيرون ميآيد و به آتش احتياج ندارد و در آنجا بر سر تلى قلعهء مستحكم است الآن از اقليم پنجمست فيروز بن يزدجرد ساخته هوايش بسى نيكو و بسردى مايلست - و الانى و قرص - دو شهرچهاند و در آنولايت ولايت روم قرب شصت شهر است همه سردسير حدودش ارمن و كرجستان و سام و بحر روم پيوسته است حقوق ديوانى آنجا در عهد سلاحقه نود و هفت هزار و پانصد تومان بوده است از تومانات اين زمان
سيواس
از اقليم پنجمست طولش از جزاير خالدات عاليه و عرض از خط استواله سلطان علاء الدين كيقباد سلجوقى باروى آن را از سنگ تراشيده وصوف سيواسى مشهور است
آبلستان و انقره
دو شهر كوچكاند
آذربايجان
از اقليم چهارم است سلطان علاء الدين بن كيقباد باروى آن را از سنگ تراشيده پرداخته هوايش بغايت خوبست و آب فرات بر ظاهر آن ميگذرد
ارزن الرّوم
در آن بلده كليسائيست در غايت عظمت چنان كه عالىتر از آن عمارت در آن ملك نيست و در آنجا گنبد پنجاه گز بوده و در شب ولادت حضرت رسالت صلى اللّه عليه و إله از آنجا پارهء فرود آمده و هرچند ميخواهند كه بجا كنند عمارت نمىپذيرد و در برابر آن كليسا مسجدى بر شكل كعبه معظمه ساختهاند ارك شهرى وسط است
ارسياك
در قديم شهرى بزرك بوده و اكنون قصبهايست
افسر
از اقليم چهارم است عز الدين قليج