تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
و امامه و ميمونه و حمد اللّه مستوفى گويد كاظم سى و هشت پسر و هشت دختر داشت و در كشف الغمه از شيخ مفيد منقولست كه كاظم عليه السّلام سى و هفت ولد داشته

ذكر امام هشتم على بن موسى الرضا ( ع )

ميلاد اسعاد آن امام عالى نژاد در يازدهم ذيحجه سنه ثلاث و خمسين و مأه بمدينه اتفاق افتاد و بقولى يازدهم ربيع الاخر سنه مذكوره دست داد و قيل فى سنة ثمان و اربعين و مأه باتفاق اهل تاريخ والدهء آنحضرت ام ولد بود اما نام آن مخدره مختلف فيه است از حافظ عبد العزيز منقولست كه آن مستوره مسماة بسكينه نوبيه بود و كنيت امام هشتم با نام و كنيت اسد اللّه الغالب موافق است و القاب آن جناب بسيار است و رضا و مرتضى و صابر از آن جمله است وفات آنحضرت در سناباد طوس بزهر مأمون عباسى بوقوع انجاميد و در قبهء كه اكنون مطاف طوايف انام است مدفون گرديد و قبل از آن هرون الرشيد را در آن قبه دفن كرده بودند فى سنه ثمانين و مأتين مدت حياتش پنجاه سال بود و زمان امامتش بيست سال خواجه ابو القاسم جعفرى از ابراهيم موسى الكاظم عليه السّلام روايت كرده كه گفت روزى از امام رضا نقدى طلبيدم و او مرا وعده داد در آن روزها استقبال حاكم مدينه ميفرمود و من با او همراه بودم در اثناى راه به زير درختى فرود آمديم من گفتم عيد بزرك شد و من مالك يكدينار نيستم آنحضرت بتازيانهء خود زمين را كنده درجى مملو از دينار طلا پيدا شد آن را به من داده گفت آنچه مشاهده نمودى مخفى دار و از دعبل خزاعى مرويست كه گفت چون قصيده « مدارس آيات » را در سلك نظم كشيده به خدمت امام رضا بردم و چند بيت بر او خواندم امام دست در زير مصلاى خويش كرده كاغذى بيرون آورده به من داد چون در آن نگريستم قصيدهء كه گفته بودم در آن مسطور بود حيران فرو مانده گفتم يابن رسول اللّه و اللّه كه اين قصيده شعر منست و از ديگرى نبرده‌ام فرمود بلى چنين است اما بر ما ظاهر شد كه تو قصيدهء چنين در مدح ما گفتهء ابيات آن را در قلم آورديم آنگاه صد هزار درم به من عطا فرموده گفت تا من نگويم اين قصيده را بر كسى مخوان اينسخن بمأمون رسيده مرا طلبيده تكليف كرد كه قصيده مدارس آيات را بخوان چون امام مرا نهى فرموده بود توقف فرمودم مأمون بآنحضرت گفت يابن عم رخصت فرماى تا دعبل اين قصيده را بخواند امام رخصت داد من او را بر مأمون خواندم و او نيز صد هزار درم به من داد و در وقت خروج از خراسان به خدمت ابو الحسن على الرضا رفتم وداع كردم قطيفه و پيراهنى كه پوشيده
زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 132 | مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )