تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
پيشين گذارده روى باصحاب كرده فرمود مرا بعالم بقا استدعا نموده‌اند و من اجابت كرده‌ام و معلوم شما باد كه در ميان شما دو امر عظيم ميگذارم كه يكى از ديگر اعظم است و آن قرآنست و اهل بيت بنگريد كه بعد از من با اين دو امر عظيم چگونه سلوك ميكنيد و رعايت اين بچه كيفيت بجاى خواهيد آورد و آن دو امر از هم متفرق نخواهند شد تا كنار حوض كوثر به من رسند شما مادام كه دست در دامن ايندو امر زنيد گمراه نگرديد آنگاه فرمود كه بدرستى كه خداوند تعالى مولاى منست و من مولاى جميع مؤمنانم آنگاه دست على مرتضى را گرفته چنان برداشت كه قدمهاى امير المؤمنين بزانوى سيد المرسلين رسيد فرمود « من كنت مولاه فهذا على مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله » و بروايت صاحب ربيع الابرار و اعلام الورى چون سيد عالم بغدير خم رسيد فرود آمده فرمود تا زير درختان آنموضع را صفائى دادند و پالانهاى شتر را جمع آورده بر زبر يكديگر نهادند باشارت آنسرور مؤذن ندا كرد كه الصلاة الجامعة و بروايتى الصلاة ، حى على خير العمل خلق مجتمع شدند و رسول بر بالاى پالانها برآمده على مرتضى بفرمودهء آنحضرت بر آنموضع برآمده در پهلوى راست آنسرور بايستاد و حضرت ختمى پناه زبان خجسته بشكر و سپاس الهى گشوده خلايق را نصيحت فرمود و ايشانرا از موت خود خبر داده فرمود مرا بدار بقا ميخوانند و زود باشد كه اجابت كنم و از ميان شما بيرون روم و در ميان شما دو چيز ميگذارم كه اگر دست در آن زنيد گمراه نگرديد و آن دو چيز كتاب خداست و اهلبيت من و اين هردو از هم جدا نگردند تا در لب حوض كوثر به من رسند پس آنگاه فرمود ايگروه مردم الست اولى بالمؤمنين من انفسهم آيا من نيستم اولى از مؤمنان بنفسهاى ايشان همه گفتند بلى يا رسول اللّه فرمود من كنت مولاه فهذا على مولاه بار خدايا دوست دار هركه على را دوست دارد و دشمن دار هركه على را دشمن دارد و فروگذار هركه على را فروگذارد و يارى ده هركه على را يارى دهد پس فرود آمده در خيمهء خاص بنشست و فرمود تا على مرتضى در خيمهء ديگر بنشيند بعد از آن طبقات خلايق را فرمود تا بر در خيمه على روند و زبان به تهنيت شاه ولايت پناه بگشايند و چون مردان از اين امر فارغ گشتند امهات مؤمنين بفرموده خاتم النبيين صلى اللّه عليه و إله نزد امام المتقين رفته تهنيت گفتند و ازجمله اصحاب عمر بن خطاب گفت بخ بخ يابن ابيطالب اصبحت مولاى و