كى بر آنگونه دليل كنذ . ارباب مثلّثات نيّر نوبت وقت ولادت و خذاوند حدّ وسط سما ، و تشريق ستارگان و نظر سعدان بوسط سما دليل بوذ بر فايده بسيار از عمل و آسانى كسب و حشمت يافتن ، چون زهره و عطارد و مرّيخ بطالع و وسط [ سما ] نظر ندارند و خذاوند نهم و دهم همچنين دليل بوذ كى محروم باشذ از صناعت خويش و بوذن اين ستارگان با سهم سعادت فايده بسيار يابذ و از بهر مخالطه با مهتران و فرمان دادن از برج دهم و خذاوندش و آفتاب در مواليد روز و زحل در مواليد شب و سهم سلطان و خذاوندش نگه كن و بدان تا شهادت و ولايت كذام ستاره را بيشتر بوذ اگر در خانهء خويش بوذ يا شرف يا بستارهء پيوندذ كى در شرف خويش باشذ دليل كنذ كى با مهتران مخالطه كنذ و محتشم گردذ . چون خذاوند طالع به خداوند وسط سما پيوندذ از مهتران منفعت بيند و او رغبت نمايذ و اگر خذاوند وسط سما بخذاوندان طالع پيوندذ مهتران بذو رغبت كنند و حاجتشان افتذ [ بذو ] ، و چون اين اتّصال از وتد بوذ دليل كنذ بر بزرگى عمل و منزلت ، خاصّه از طالع و وسط سما ، و چون خذاوند طالع ساقط بوذ و خداوند وسط سما در وتد ، دليل كنذ كى كار او از اندازهء نسب برتر بوذ و اگر خذاوند طالع بر وتد باشذ و خذاوند دهم ساقط ، عملش نه درخورد قدر نسب او بوذ خذاوند طالع اندر جرم شمس بر سرّ و نهانى پاذشاهان ايستذ و قولش را قبول بوذ .
خذاوند طالع چون ستاره علوى بوذ و در وسط سما و خذاوند عاشر بذو متّصل ، با مهتران مخالطه كنذ ( 353 ) و گرامى باشذ . و اگر كو [ ا ] كب سفلى برين شرط يا بى از دست مهتران عملهاى بزرگ كنذ ، خذاوندان طالع [ و سهم ] در وتد و جايگاهى نيك دور از نحوس شغل بسيار كنذ و فراغ اندك يابذ . و همچنين نگاه كن اندر قمر كى او را دلالتى است قوى ، و بنگر تا بكذام ستاره پيوندذ چى اگر بستارهء پيوندذ در خانه و يا شرف خويش مهترى بزرگ يابذ و در حد و مثلّثه همچنين و خالى السّير كم شغلى و بىكارى دليل كنذ . و آنچ دليل است بر مردانگى و شجاعت نگاه كن اندر سهم نجده « 1 » و خذاوندش و آنچ بذو ناظر بوذ ، اگر در خانهء شمس و مرّيخ و مشترى باشذ و بر نظرشان يا مرّيخ [ يا مشترى ] با نيّرى بوذ در وتد ، دليل بوذ بر مردانگى و سهم سعادت با مرّيخ و مشترى همچنين . نيّران يكى در طالع و دوّم در وسط سما
هامش
( 1 ) . نسخههاى ديگر « شجاع » .