تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة المنجمين ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
بايذ كردن . نگاه كن اندر روز سيّم وقت ولادت اگر قمر ناظر بوذ بمرّيخ يا در خانه و حدّ او دليل كنذ بر غربت و سفر و اگر متّصل بوذ اندرين روز بسعدى ، و سعد از جايگاهى نيك دليل كنذ بر منفعت بسيار ، خاصّه كى شرقى بوذ چون اندر طالع ستارهء بوذ ضدّ او ، و خذاوند خانهء قمر [ ضدّ قمر ] يا خذاوند طالع و قمر در هبوط دليل كنذ كى اندر آن شهر كى ولادت او بوذه باشذ مقام نكند . قمر اندر سيّم متّصل بعطارد و عطارد منحوس بمريخ ، از سفر زيانى رسذ بسيار . بوذن خذاوند نهم در [ طالع يا وسط سما يا قمر و خذاوندش در ] وتد مغرب سفر دوست دارذ . و بنگر تا خذاوند نهم كذام ستاره است اگر زهره بوذ در طالع يا وسط سما ، زن به سفر كنذ و اگر مشترى بوذ نام نيكو برگيرذ و منفعت يابذ و ديگر ( 350 ) ستارگان هم برين قياس . خذاوند خانه شمس و خذاوند خانه قمر و خذاوند طالع چون با شمس و قمر و طالع ننگرذ سفر بسيار كنذ و رنج و بيم رسذ ، خاصّه چون مرّيخ در سيّم يا نهم بوذ و بتر « 1 » [ آن ] باشذ كى سهم سفر با مرّيخ بوذ . بوذن خذاوند نهم و سهم در وتدى ، از سفر مهترى يابذ ، قمر در چهارم و خذاوندش در دهم سفر [ ى ] دور كنذ . سهم سعادت در دوّم سهم سفر ، از سفر منفعت يابذ . ارباب مثلّثات نيّر كى نوبت او را بوذ چون در مثلّثه خويش باشند ، و ناظر با نيّر سفر نكند و پيوسته در وطن خويش باشذ و اگر در جايگاهى غريب باشذ سفر كنذ . خذاوند طالع در نهم و تدبير بستارهء ساقط دهذ از سفر باز نيايذ قمر اندر طالع و نحسى در دوازدهم و نحسى در دوّم از سفر بلاى عظيم رسذ و در زندان مانذ و نگه كن تا خذاوند نهم تدبير خويش بخذاوند كذام خانه دهذ كى سبب مانذن او در غربت از آن دليل واجب كنذ . چون نيّرين در ربعهاى شرقى باشند از سوى مشرق و در ربعهاى غربى از سوى مغرب و شمال و همچنين نگاه كن اندر تشريق و تغريب و جهت دليلهاى سفر كى بر آن‌جانب واجب كنذ . از بهر دين و وفا نگاه كن اندر برج نهم و سيّم و خذاوند ايشان و مشترى و عطارد و آن ستاره كى درين دو برج بوذ و آنك ناظر بوذ از تسديس و تثليث و مقابله و سهم دين و خذاوندش چون بيشتر دليلها ، در برجى ثابت باشند دليل كنذ بر اعتقاد نيكو . و بدانك عطارد را خاصيّتى است در وفادارى و مشترى را در دين كى ديگر
هامش
( 1 ) . نسخه اساس و قاهره « نيز » .