زهره و فريب زنان از قمر بمرّيخ ، و فكندن او از طالع روز و شب يكسان ، اگر سهم مردان نيكحال يا بى « 1 » دليل كنذ كى هرك « 2 » را خواهذ بفريبذ و زنان سخن او باور كنند و سهم زنان همچنين . بوذن زهره و مشترى در خانهء عطارد ، و عطارد ناظر ، از نزديكان ( 346 ) زن كنذ و چون قمر ناظر بوذ بزهره از وتدى يا خانهء هفتم برج [ زهره ] بوذ دليل محكمتر بوذ [ و ] از بهر شوى كردن زنان . آنچ در زهره گفتيم نگه كن به حال مرّيخ كى بر آنگونه واجب كنذ و بنگر تا بكذام برج است مرّيخ كى دليل صناعت مرد از « 3 » خذاوند آن خانه بوذ . زحل با زهره يا بر نظر دشمنى خاصّه [ كى ] با مشترى نظرى نذارذ و زحل قمر را منحوس گردانذ زن بيمار بوذ يا عقيم . بوذن زهره بر حد مرّيخ يا بر نظر دشمنى او زن [ نا ] پارسا بوذ . بوذن زهره و زحل در جايگاه يكديگر در ربع وسط سما ، زن بار نگيرذ و بتر آن بوذ كى قمر ناظر بوذ با زهره در اسد .
زهره و نيّران در وتدى و ربع نر زن سحق كنذ « 4 » و زهره بر مقابلهء قمر همچنين . دليلهاى نامستورى نگاه بايذ كردن اندر مرّيخ و جايگاه او از قمر و جايگاه زهره و عطارد و تثليث نيّرين و بوذن زهره و عطارد و مرّيخ در برجى و زهره و قمر در چهارم و سهم غيب و سهم سعادت در برجها [ ى ] بسيار نكاح « 5 » ، دليل كنذ كى جماع بسيار كنذ و فضحت شوذ و بتر آن بوذ كى زهره و عطارد منحوس باشند [ و چون عطارد بدحال بوذ يا عطارد و مرّيخ در خانهاى يك ديگر باشند ] يا با هم ناظر از دشمنى ، و زهره بر نظر نحسان يا تحت شعاع و در ششم طالع بوذ يا هفتم و عطارد اندر طالع منحوس ميل بغلام كنذ و لوطى باشذ . [ زهره در وتدى ماذه بر نظر دوستى مرّيخ زنان را دوست دارد . هم ] از بهر وقت زن كردن نگه كن كى چون مشترى از سهم تزويج بگذرذ يا بذو نگرذ از تربيع يا مقابله يا بجايگاه زهره اصلى يا تربيع يا مقابله رسذ بى آنك زحل ناظر بوذ از دشمنى و رسيذن برج انتها بجايگاه سهم يا رسيذن مرّيخ چون قوى حال بوذ بجايگاه زهره دليل كنذ بر زن كردن در آن وقت و بجمله چون [ زهره ] مشرق بوذ زن در برنائى كنذ و مغرب در پيرى و زنرا از تشريق و تغريب ( 347 ) [ مرّيخ ] بايذ ديذن . و امّا
هامش
( 1 ) . نسخه اساس « بوذ » .
( 2 ) . هرك را - هركه را .
( 3 ) . نسخه اساس « آن » .
( 4 ) . نسخه اساس « سحق باشذ » .
( 5 ) . نسخه اساس « نكاحها » .