تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة المنجمين ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦

باب ششم : زيادت و نقصان ستارگان

( 316 ) نظر سعدان و قمر از تثليث يا تسديس بر عدد بروج نه بر تسويت البيوت بفزايذ و نحوس بر مقابله و تربيع و مقارنه نقصان كنند و كذخذاى چون بمجاسدهء رأس بوذ يابذ و پيوندذ كمتر از يب ( - 12 ) درجه چهار يكى از عطيه كذخذاى فزون شوذ و اگر ذنب بوذ بكاهذ و بنگر اندر آن ستاره كى عمر بفزايذ چى حال آن سالها بر آن اندازه [ بوذ ] چنانك اگر آن كوكب دليل برج سادس بوذ آن زيادت با بيمارى بوذ ، و اگر دليل برج عاشر باشذ رفعت و سعادت آورذ و برين قياس . و اگر بر نظر دوستى سعدان با تمامى قوّت در وتد باشذ سال صغرى تمام عطيه دهذ . و اگر در مايلى [ وتد ] بوذ بر قدر سال صغرى ماه ، و اگر ضعيف بوذ زايل روز يا ساعت ، و اگر بر نظر دشمن نحسان بوذ هم برين قياس بكاهذ و زيادت و نقصان الّا باتّصال [ نباشذ ] كى انصراف فايت شد [ ن است ] و سعدان از تربيع و مقابله هيچ نيفزايند و نحسان ، از تثليث و تسديس نكاهند ، و امّا عطارد اگر مسعود بوذ نكاهذ ، بفزايذ و اگر منحوس بوذ بكاهذ ، و بعضى گويند كى رأس چون با ستاره سعد بوذ و درجات كمتر از دوازده ربعى از سال او بيفزايذ و ذنب ربعى بكاهذ و منحوس‌تر كذخذاى آن بوذ ، كى با مرّيخ باشذ يا تحت شعاع يا راجع يا محترق كى قبول زيادت نتواند كردن . و چون سال و ماه كذخذاى از بعد زيادت و نقصان معلوم شذ هيلاج را تسيير كن بجسد نحوس ، و ذنب بهر درجى مطلعى يكى سال [ چه ] اگر بنحسى رسذ ، و سعدى شعاع نيفكند بر آن حد كى هيلاج بذو رسيذه باشذ دليل كنذ بر هلاك خاصّه ، كى برج انتها و آن ستاره كى اندرو بوذ [ دليل كنذ بر آن ] و جايگاه قسمت و قاسم منحوس باشذ .

باب هفتم : خوى و عادت مولود

( 317 ) بدانك احوال مردم آنچ از عقل بوذ متولّى او عطاردست و خوى و عادت از قمر و برحسب قوّت و ضعف و سعادت و نحوست ايشان واجب كنذ چى هر وقت چون [ قمر ] ، در برجهاى منقلب باشذ مسعود بر دلها گرامى و عزيز باشند و متحرّك بوذ در كارها و پسنديده ، و در برجهاى ثابت حليم و صبور و نهاذه بوذ و فريب برو كار نكنذ و ذو جسدين