تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 850

مساهمون:

ص٨٥٠
موقع احماد : بهتر است ذيل « به موقع احماد افتادن » بيايد به معناى « مورد ستايش قرار گرفتن ، مقبول افتادن ، پذيرفته شدن » . ممضوم : درهم شكسته ، پايمال . ص 182 مياط : رجوع شود به هياط و مياط . ميد : در صفحهء 272 نبود شايد معناى مناسب چرخيدن ، سرگيجه رفتن و . . . باشد . ميعهء خرق : سرچشمهء حماقت . ص 248 محروس : اين واژه در صفحهء 409 ، سطر 7 آمده است و قطعا غلط است ، زيرا « محروس » به معناى « محفوظ » است و در اينجا نمىنشيند . معتقدم كه در اينجا واژهء درست « محووس » است ، اسم مفعول از ريشهء « حوس » ، به معناى « خوار ، تحقير شده » ؛ - در نسخهء (
P
- پاريس ) : « منكوس و منحوس » آمده است . م . ر - نباهت : ارجمندى ، سرافرازى ، عزّت . صص 12 ، 64 ، 142 ، 198 ، 228 ، 302 ، 393 ، 422 نبذ روان : دست از جان شستن ، جان فشانى . ص 414 نبع : درخت ( وجود ) اصل . ص 449 نبوت : جدايى ، دورى . ص 16 نبوت : جفا ، بىمهرى ، ناسازگارى . صص 55 : 359 ، 378 نجاحت : درستى ، صدق . ص 23 ، 89 نجاحت : رستگارى ، توفيق . ص 67 نزاع : جان كندن ، مرگ . ص 344 نزاع : اشتياق ، آرزومندى . ص 463 نسف : گزش ، آزار . ص 195 نسف : پريشانى ، پراكندگى . ص 451 نفضات : جمع نفض يا نفضة ، آنچه به هنگام تكان دادن چيزى از آن بريزد ( مانند ميوه‌هايى كه بر اثر تكان دادن درخت بريزد ) . در اينجا « حصافت » يا خردمندى به درخت تشبيه شده است .