نوشتهاند . ص 442 ، س 2 :
L
: و دثار عارى بود ؛ « لطف » از قلم افتاده . ص 442 ، س 8 :
L
: اريحه بها به مشام تو . ص 442 ، س 23 :
L
: به راى عزيز و انديشهء خطير .
ص 443 ، س 3 :
L
: ايرا گفت استنباى آن ؛ ظاهرا بر روى « گفت » خط كشيدهاند .
ص 443 ، س 17 :
P
: هرگه كه فلان ستاره . ص 444 ، س 17 :
L , P
: لا تعلم ضيرك الارضاع ؛ هر دو نسخه بتصريح : « ضيرك » دارد ؛ اصلاح از آقاى برگنيسى است .
ص 444 ، س 20 :
L , P
: حكايت ايراد فرمايى ابنيهء يقظت مرصوص شود ؛ نسخهء
L
بتصريح : « ابنيه » آورده ، ولى در نسخهء
P
به گونهاى واژه نوشته شده كه « آيينه » خوانده مىشود كه به گمان من وجهى دارد . ص 444 ، س 21 :
P
: « حكايت » را در حاشيه باز نوشته . ص 445 ، س 5 :
L
: غرايب خزانه و اطابت خانه يافتى ص 445 ، س 8 :
P
: مقرون مىخواهد ؛ « مىخواهد » در اين نسخه افتاده . ص 445 ، س 16 :
P
:
شعر ، چنان كه گفته شد هر دو نسخه بر سر شعرهاى تازى : « شعر » مىنويسند و بر سر شعرهاى فارسى : « بيت » ، و اين بار نسخهء
P
: « شعر » آورده . ص 445 ، س 18 :
P
: شرح حال بازداد . ص 445 ، س 18 :
L
: كه هرگاه در افتقاد ؛ كاتب « هرگاه » را از قلم انداخته ، تركيب جمله در نسخهء
P
چنين است : كه هرگاه كه در افتقاد .
ص 446 ، س 2 :
P
: موجب تقتير شد . ص 446 ، س 3 :
P
: مغموس ضور مىدارد .
ص 446 ، س 4 :
L
: فاخته گفت ندانى كه چون خواهى ؛ « فاخته گفت » را از قلم انداخته . ص 446 ، س 20 :
L
: تيرهاى او را معوج ديد . ص 446 ، س 20 :
P
: قصور او معلوم گشت . ص 447 ، س 3 :
P
: زبان در قذع و قذف او گشاد .
ص 447 ، س 11 :
L
: آستين ار ز هيچ . ص 447 ، س 16 :
P
: شعف تودد بايد ؛ « سلاطين » از قلم افتاده . ص 447 ، س 18 :
P
: و از او كار بىوجه . ص 448 ، س 5 :
P
: ملوك باشند كه مرد منبسط را . ص 448 ، س 9 :
L
: تا از تأكيد سعات و مكر فجره . ص 448 ، س 11 :
L
: كفايت آن شخص از آراى صايب . ص 448 ، س 18 :
P
:
بحث احوال و فحص حال را مهم شناسد . ص 449 ، س 8 :
L
: عبارت : « و بعضى باشند كه . . . زبان دوست دارند » در متن نيامده كاتب به خط خود در حاشيه آورده .
ص 449 ، س 20 و 21 :
L
: آنچه در درون [ ] آمده از اين نسخه ساقط است .
ص 450 ، س 7 :
L
: به طريق آن را ممهّد گرداند ؛ « عقل » از قلم افتاده . ص 450 ، س 16 :
L
: و به وقار معروف ؛ « وقار » را از قلم انداخته است كاتب . ص 450 ،