استحصار ، بدون نقطهء صاد . ص 125 ، س 24 :
L
: مثال بفرمايى ( ؟ ) ص 126 ، س 1 :
P
: مصالح ممالك . ص 126 ، س 6 :
P
: و ليكن ؛ غفلت من است كه اين تركيب را در متن نياوردم . ص 126 ، س 6 :
L
: كه برجاياى ضمير ( ؟ ) به جاى : خبايا .
ص 126 ، س 10 :
L
: و لكن ، به حق ، ضبط رواتر را از نسخهء
P
در متن جاى دادم .
ص 126 ، س 14 :
L
: موقوف سر و مرموق خاطر ؛
P
: مرموق سر و مرموق خاطر ؛ گزينش از آقاى برگنيسى است . ص 126 ، س 19 :
L
: مرام خود رسد ( ؟ ) راه راى . . . ص 127 ، س :
P
: « عورة » را در حاشيه آورده . ص 127 ، س 3 :
P
: مصلحت و مفسدت . ص 128 ، س 10 :
L
و
P
: در هر دو نسخه بتصريح « شود » آمده و آن درست است . ص 128 ، س 18 :
P
: به عاقل و غافل و كامل و خامل مىرسد .
ص 128 ، س 19 :
P
: عبارت : « پادشاه سبب صيت معالى و سمعهء شريف » در حاشيه آمده است به خط كاتب . ص 128 ، س 22 :
P
: « صيحفه » به جاى : صحيفه .
ص 129 ، س 21 :
L
: « استنارة » را صريحا بدين املا آورده . ص 130 ، س 14 :
L
:
صريحا : « به سر » را در مصراع دوم آورده ؟ ! ص 130 ، س 17 :
L
: « منزل » را از قلم انداخته ! ص 130 ، س 17 :
L
: « مسلك فنا » آورده . ص 130 ، س 18 :
P
: مغرس فنا .
ص 131 ، س 1 :
P
: سجاعت ؟ ص 131 ، س 2 :
P
: سيم توكّل . ص 131 ، س 4 :
P
:
سجاعت سيرت ؟ ص 131 ، س 9 :
P
: چندان كه باشد بايد . . . ( جاى پنج و شش كلمهء مخدوش پس از « بايد » به چشم مىآيد ) ؛
L
: چندانكه باشد بايد چه عمارت و . . . ، پيداست كه عبارت نامفهوم است و افتادگى پيدا ، ولى عبارت را پيوسته نوشته است ، از آن است كه من به نشانهء افتادگى . . . ( سه نقطه ) گذاشتهام .
ص 131 ، س 9 :
P
: و ليكن ،
L
: و لكن ، نسخهء
L
همواره « و لكن » مىآورد ، و
P
:
و ليكن . ص 131 ، س 15 :
L
: « آمد » ندارد . ص 131 ، س 15 :
P
: « را » ندارد .
ص 131 ، س 21 :
P , L
: « بيش آور » در هر دو نسخه خوانا و صريح است ، در « واژهنامه » معنايى براى آن آوردهايم ولى مفهوم عبارت براى ما روشن نيست ! ص 132 ، س 15 و 16 :
L
: عبارت : « بود و هركرا فطرتى سليم . . . بر مقدار كياست » در اين نسخه افتاده است .
ص 132 ، س 16 :
L
: خو ذخيرتى ( ؟ ) ص 132 ، س 18 :
P
: پيشكارى ضاير .
ص 133 ، س 11 :
P
: انجاز المطلوب . ص 134 ، س 11 :
L
: سحب ملأ اعلى ،