اين بيت در ديوان طرفة بن العبد ( دار صادر ، بيروت ، 1961 ، ص 64 ) آمده است اما آن را به ديگران نيز نسبت دادهاند .
ترجمه : اگر كسى را در پى كارى مىفرستى ، خردمندى را بفرست و به او سفارش مكن .
( ص 106 ، س 7 )
فلم أر ودّهم إلّا خداعا * و لم أر دينهم إلّا نفاقا
ترجمه : دوستى آنان را جز نيرنگ نديدم و دين آنان را جز نفاق نيافتم .
( ص 107 ، س 16 )
العقل يملّلك الزّمان و الهوى يستعبدك له .
ترجمه : عقل روزگار را بندهء تو مىكند و هوس تو را بندهء روزگار مىكند .
( ص 110 ، س 10 و 11 )
لا تحمدنّ ابن سهل إن وجدت له * فعلا جميلا و لا تعذل إذا زرما
لكنّه خطرات فى وساوسه * يعطى و يمنع لا بخلا و لا كرما
از ابراهيم بن العبّاس است ( جمهرة الأمثال عسكرى ، ج 1 ، ص 73 ، با اندكى تفاوت )
ترجمه : اگر از ابن سهل نيكوكارى ديدى او را ستايش مكن و اگر خسّت به خرج دهد او را سرزنش مكن اينها همه وسوسههايى است كه بر ذهن او مىگذرد ، گاه مىدهد و گاه نمىدهد اما نه از سر بخل يا كرم .
( ص 111 ، س 17 و 18 )
و لا تحقرنّ عدوّا رماك * و إن كان فى ساعديه قصر
فإنّ السّيوف تحزّ الرّقاب * و تعجز عمّا تنال الإبر
از ابن نباتة سعدى ( يتيمة الدّهر ثعالبى ، ج 2 ، ص 466 . حسام به جاى السيوف )
ترجمه : هرگز دشمنى را كوچك مشمار كه تو را نشانه گرفته است ، هرچند دستانش كوتاه باشند . چرا كه شمشير گردن مىزند اما از كارى كه سوزن مىتواند