تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
اين بيت در ديوان طرفة بن العبد ( دار صادر ، بيروت ، 1961 ، ص 64 ) آمده است اما آن را به ديگران نيز نسبت داده‌اند . ترجمه : اگر كسى را در پى كارى مىفرستى ، خردمندى را بفرست و به او سفارش مكن . ( ص 106 ، س 7 )
فلم أر ودّهم إلّا خداعا * و لم أر دينهم إلّا نفاقا
ترجمه : دوستى آنان را جز نيرنگ نديدم و دين آنان را جز نفاق نيافتم . ( ص 107 ، س 16 ) العقل يملّلك الزّمان و الهوى يستعبدك له . ترجمه : عقل روزگار را بندهء تو مىكند و هوس تو را بندهء روزگار مىكند . ( ص 110 ، س 10 و 11 )
لا تحمدنّ ابن سهل إن وجدت له * فعلا جميلا و لا تعذل إذا زرما لكنّه خطرات فى وساوسه * يعطى و يمنع لا بخلا و لا كرما
از ابراهيم بن العبّاس است ( جمهرة الأمثال عسكرى ، ج 1 ، ص 73 ، با اندكى تفاوت ) ترجمه : اگر از ابن سهل نيكوكارى ديدى او را ستايش مكن و اگر خسّت به خرج دهد او را سرزنش مكن اينها همه وسوسه‌هايى است كه بر ذهن او مىگذرد ، گاه مىدهد و گاه نمىدهد اما نه از سر بخل يا كرم . ( ص 111 ، س 17 و 18 )
و لا تحقرنّ عدوّا رماك * و إن كان فى ساعديه قصر فإنّ السّيوف تحزّ الرّقاب * و تعجز عمّا تنال الإبر
از ابن نباتة سعدى ( يتيمة الدّهر ثعالبى ، ج 2 ، ص 466 . حسام به جاى السيوف ) ترجمه : هرگز دشمنى را كوچك مشمار كه تو را نشانه گرفته است ، هرچند دستانش كوتاه باشند . چرا كه شمشير گردن مىزند اما از كارى كه سوزن مىتواند