از متنبّى ( العرف الطيّب فى شرح ديوان ابى الطيّب ، ج 1 ، ص 338 )
ترجمه : ستمديده نبايد از جامهء نيكوى خود شادمان باشد ، مگر مرده خوبى كفن را خوش مىدارد ؟
( ص 88 ، س 13 )
إنّ القضاء قاذفى فى هوّة * لا تستبلّ نفس من فيها هوى
از مقصورهء ابن دريد . ( ديوان ابن دريد ، ص 117 ) .
ترجمه : تقدير مرا در پرتگاهى مىاندازد كه هركه در آن سقوط كند جان به در نخواهد برد .
( ص 91 ، س 15 )
إلى اللّه أشكو أنّنى بتّ طاهرا * فجاء سلولىّ فبال على رجلى
( جمهرة الامثال عسكرى ، ج 1 ، ص 103 )
ترجمه :
به خدا شكوه مىبرم كه من پاك بودم * اما مردى از قبيلهء سلول آمد و بر پايم شاشيد .
( ص 93 ، س 8 )
و ما ينفع الأصل من هاشم * إذا كانت النّفس من باهله
( محاضرات الادباء ، ج 1 ، ص 336 ) .
ترجمه : چه سود كه آدمى را تبارى بلند ( از بنى هاشم ) باشد اما جانى پست ( از باهله ) داشته باشد .
( ص 95 ، س 5 )
إن يكن يفسد ما يصلحه * فكذى الدّهر إذا درّ رمح
ترجمه : اگر آنچه را كه درست كرده است تباه مىكند ( تعجبى ندارد ) ، روزگار چنين است ، همينكه نعمتى مىدهد زخمى مىزند .