اميد دروغ و حرص مدام و هوس دلكش .
( ص 70 ، س آخر )
من لم يعظه الدّهر لم ينفعه ما * راح به الواعظ يوما أو غدا
از مقصورهء ابن دريد ؛ ( ديوان ابن دريد ، ص 131 ) .
معادل :
هركه نامخت از گذشت روزگار * هيچ ناموزد ز هيچ آموزگار
( ص 71 ، س 3 و 4 )
لا تصحب الاشرار . . . معنى اين عبارت در صفحهء 534 آمده .
( ص 71 ، س 18 )
تقوم فى الرّقاب لك الأيادى * هى الأطواق و النّاس الحمام
اين بيت از متنبّى است اما روايت مصرع نخست آن ديوان چنين است : « أقامت فى الرّقاب له أياد » ( العرف الطيّب فى شرح ديوان ابى الطيّب ، ج 1 ، ص 235 ) .
ترجمه : الطاف تو چنان بر گردن مردمان حلقه زده است كه طوق بر گردن كبوتران طوقدار .
( ص 72 ، س 23 )
فمن حوى العلم ثمّ ضيّعه * ببذله لا لأهله ظلمه
ترجمه : آنكس كه دانش را فراگيرد و سپس با گذاشتن آن در اختيار نااهل بر بادش دهد ، به دانش ستم كرده است .
( ص 73 ، س 24 )
فالمسك نفّاح بكلّ مدينة * و الدّر نفّاق بكلّ مكان
ترجمه : مشك در هر شهر كه باشد مىبويد و در در همهجا بازارى گرم دارد .
( ص 74 ، س 9 و 10 )
زرتنى بعد أن رغبت بودّى * ألزم النّفس شكرهنّ دهورا
فلك الفضل إن أزر أو تزرنى * فلك الفضل زائرا أو مزورا
ترجمه : پس از آنكه خواهان دوستى من شدى به ديدارم آمدى ، از اين بابت خود را تا روزگاران موظف به سپاسگزارى مىدانم .