1 - فطرت ( سرشت ) الهى .
2 - استمرار ( تبديل ناپذيرى ) آفرينش و تنظيم الهى .
3 - دين قيّم ( هماره استوار ) .
و مىتوانيد بگوييد :
1 - دين قيّم .
2 - استمرار 3 - فطرت الهى پس فطرت - كه مستمر و تبديل ناپذير است - به دين پاسخ مثبت مىدهد و آن را مىپذيرد . و دين نيز به فطرت پاسخ مثبت مىدهد و آن را راه مىبرد ، زيرا به چيزهايى فرا مىخواند كه فطرى است . پس آن نيز مستمر و تبديل ناپذير است ( در صورت راستين آن ) . و همين انطباق با فطرت ، دين الهى را « قيّم و دايمى مىسازد كه تا روز قيامت ثبات و دوام دارد و نسخ نمىشود » . و اين همه بدان جهت است كه با فطرت مستمر همخوانى دارد و مبتنى بر آن است . حدّ وسط در اينجا ، تبديل ناپذيرى ( استمرار ) است . بنا بر اين اگر بخواهيد به صورت قياس منطقى سخن بگوييد ، مىتوانيد گفت :
- فطرت ( كه آفريده و وديعهء خدا است ) تبديل نمىپذيرد ، - و آنچه تبديل نپذيرد مستمر است ، پس فطرت مستمر است .
- دين از فطرت مستمر مايه مىگيرد ، - و هر چه از مستمر مايه گيرد مستمر است ، پس دين مستمر است .
پس استمرار آفرينش و طبايع فطرى ( نواميس تكوينى ) ، ضامن استمرار دين قيّم ( نواميس تشريعى ) است . بنا بر اين ، اگر انسان به مقتضاى فطرت خود حركت كند ، از دين قيّم و صراط مستقيم پيروى خواهد كرد . و هنگامى كه دين قيّم درست فهميده شود ، سخن نهايى براى نجات و خوشبخت شدن انسان است . و اينها همه هنگامى حاصل
الحياة ( فارسي ) — صفحة 664
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٦٦٤