تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 663

مساهمون:

ص٦٦٣

نگاهى به سراسر فصل

افراط و تفريط مالى . . . :

پرهيز شديد از افراط و تفريط مالى ، اصلى اساسى است كه پايه هاى اقتصاد اسلامى بر روى آن بنا مىشود ؛ اسلام بر اين پرهيز و اجتناب تأكيد كرده است ، و از نزديك شدن به آن و آن را روش زندگى قرار دادن بيم داده است ، چنان كه به مناسبتهاى ديگر از آن سخن گفتيم . و اكنون ، پيش از پرداختن به بحث اصلى در اين « نگاه » ، به سه موضوع بنيادين اشاره مىكنيم :

سه موضوع بنيادين

موضوع نخست : قوانين بشرى و فطرت انسانى - تضاد :

از مهمترين علَّتهاى اساسى ناقص بودن قوانين بشرى و ناتوانى آنها از سوق دادن انسان به راه رشد و تكامل مطلوب ، و رساندن اجتماع بشرى به عرصه هاى كمال و پيشرفت شايستهء آن ، عدم همخوانى آنها با قوانين تكوينى و نواميس الهى است ؛ قوانين و نواميسى كه بر وجود فرد ، و بر وجود اجتماع - كه خود داراى هويّتى مستقل است - حاكم و چيره است .

موضوع دوّم : قوانين الهى و فطرت انسانى - توافق :

اين موضوع را « قرآن كريم » مورد توضيح قرار داده است ، و علَّت اصلى استوارى دين و دوام يافتن راهنماييهاى آن را ، همين فطرى بودن و همخوانى و سازگارى تعاليم و قوانين آن با طبيعت و فطرت دانسته است . گفتار قرآن كريم در اين باره چنين است : * ( . . . فِطْرَتَ الله الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها ، لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ الله ، ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ ) * « 1 » . . . از فطرت الهى - كه مردمان را بر آنسان آفريد - پيروى كن ، آفرينش الهى تبديل نمىپذيرد ؛ اين است آن دين هماره استوار . . . » . اين آيهء قرآن در برابر ما مثلَّثى ترسيم مىكند كه هر زاويهء آن با زاويهء ديگر اتّصال مستقيم دارد ، از اين قرار :
هامش
« 1 » « سورهء روم » ( 30 ) : 30 ؛ « مجمع البيان » 8 / 302 .