مىسازد :
1 - زمين و آنچه در آن است براى همهء مردم و برآورده شدن نيازمنديهاى ايشان آماده شده است ، نه براى معدودى از اشخاص .
2 - حكمت و هماهنگى حاكم بر نظام جهان ، و از جمله نظام ارضى ، ما را بدان مىخواند كه با روحيّه اى پژوهشى در آنها بنگريم ، و براى فهميدن هدف از اين حكمت و سازگارى و هماهنگى به تأمّل و تدبّر بپردازيم .
3 - تدبّر و ژرفپژوهى در اين پهنه هاى ياد شده ، تنها به بخش الهى دين اختصاص ندارد ، بلكه « مكتب اقتصادى اسلام » را نيز شامل مىشود ؛ پس هر كس كه خواستار استنباط « مكتب اقتصادى اسلام » باشد ، ناگزير بايد از روى ژرفنگرى و فراگيرى ، به اين احاديث توجّه كند ، و از منظور توحيدى و تربيتى و انسانى و اجتماعى و اقتصادى آنها آگاه شود ، تا بتواند به فهم مجموعى و واقعگرايانهء دين دسترس پيدا كند ، و اين را نيك دريابد كه آنچه خدا آفريده و آمادهء بهره بردارى همهء مردمان كرده است ، بر شالوده اى حكيمانه و براى رسيدن به هدفى بزرگ بوده است ، كه با آن نظام ، امور جهان و امور جامعهء بشرى انتظام پيدا مىكند ، چنان كه امام على « ع » مىفرمايد :
« بتقدير أقسام الله للعباد ، قام وزن الأمور للعالم ، و تمّت هذه الدّنيا لأهلها « 1 »
- ( 1 ) با مقدّر كردن قسمتها براى بندگان ، كارهاى جهان موزون افتاد ، و اين دنيا براى مردم دنيا ( و زندگانى آنان ) كامل گشت » . پس بر ما لازم است كه اين تقدير را مراعات كنيم ، و از حكمت و هدف ياد شده غفلت نورزيم ، تا امور جهان مختل و ناموزون و نامتعادل نشود . . . پس اين گونه استنباط اسلامى نيست كه بعضى از تعليمات اين دين را از بعضى ديگر جدا كنيم ، و حكمت « آفرينش جهان براى همگان » را در « تنظيم اقتصادى » مراعات نكنيم ، چه بدين گونه دين تجزيه مىشود و از رسيدن به هدفهاى خود باز مىماند .
هامش
« 1 » « غرر الحكم » 147 .