تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
خزانه داران مردم و وكيلان امّت و نمايندگان دولتيد ؛ سبب شرمنده شدن هيچ نيازمندى مشويد ، و درخواست هيچ كس را بىپاسخ مگذاريد . . . 3 - الامام علي « ع » - من العهد الأشتري : ثمّ الله ! الله ! في الطَّبقة السّفلى ، من الَّذين لا حيلة لهم من المساكين ، و المحتاجين ، و أهل البؤسى و الزّمنى ، فإنّ في هذه الطَّبقة قانعا و معترّا ؛ و احفظ لله ما استحفظك من حقّه فيهم ، و اجعل لهم قسما من بيت مالك ، و قسما من غلَّات صوافي الاسلام في كلّ بلد ، فإنّ للأقصى منهم مثل الَّذي للأدنى ؛ و كلّ قد استرعيت حقّه ، فلا يشغلنّك عنهم بطر ، فإنّك لا تعذر بتضييعك التّافه لإحكامك الكثير المهمّ ، فلا تشخص همّك عنهم ، و لا تصعّر خدّك لهم . . . « 1 » امام على « ع » - از عهدنامهء اشترى : خدا ، خدا ، در بارهء طبقهء پايين اجتماع ، يعنى بينوايان و نيازمندان و تيره روزان و زمينگيرشدگانى كه راه چاره اى ندارند ؛ برخى از اين قشرها دست طلب دراز مىكنند و برخى ديگر از اين كار خوددارى مىورزند ، ليكن تو - براى خدا - حقّى را كه خداوند براى آنان مقرّر داشته و تو را نگاهبان آن قرار داده است به خوبى پاس دار ، و بخشى از بيت المال خود را همراه با بخشى از محصولات زمينهاى غنائم اسلامى ، در هر سرزمين ، به ايشان اختصاص ده ؛ و بدان كه دور و نزديك آنان در اين بهره مندى با يك ديگر برابرند ؛ پس حقّ همه را مراعات كن ؛ و مبادا نعمتزدگى ، تو را از اين كار باز دارد ، و بدان كه پرداختن به انجام دادن وظايف بزرگ نمىتواند عذرى براى نرسيدن به كارهاى كوچك باشد ، پس آنان را از نظر دور مدار و روى به ايشان ترش مكن . . .
هامش
« 1 » « نهج البلاغه » 1019 ؛ « عبده » 3 / 111 - 112 .