شما را در زمين جاى و قدرت داديم ، و وسايل معيشت شما را در آن فراهم كرديم . . . ، مقصود ما از آوردن اين آيات ، در زير اين عناوين - نيز احاديثى كه به دنبال آنها مىآيد - اين است كه بر شالودهء آموزشهاى قرآنى و حديثى ، به اصلى اساسى در اقتصاد انسانى و زندگى برسيم . مثلا ، اگر زمين به صورتى به كار گرفته و آباد شود كه خدا به همان منظور آن را آفريده است ، و نظام زميندارى كلان برانداخته شود ، ديگر نيازمندى بينوا و كشاورزى تيره روز و مسكينى بيخانمان و فقيرى بىسرپناه باقى نمىماند . پس مالكيتهاى كلان اراضى ( و چيزهايى در شمار تيولدارى ) ، موجب پيدايش فقر است در بخشهايى از اجتماع ، كه با برافتادن آن اين فقر هم از ميان خواهد رفت .
حديث
1 - النّبيّ « ص » : من أحيا أرضا ميتة فهي له ، و ليس لعرق ظالم حقّ . « 1 »
پيامبر « ص » : هر كس زمين مرده اى را زنده كند از آن او مىشود ، و كاشت ستمگر را حقّى نيست . ، يعنى : پس از احياى زمين به دست يك يا چند كشاورز ، اگر كسى و قدرتمندى بيايد و چيزى در آن زمين بكارد ، يا ساختمانى بسازد ، با اين كاشت و ساخت حقّى به آن زمين پيدا نخواهد كرد .
در « لسان العرب » مىگويد :
« و في حديث إحياء الموات : « من أحيا أرضا ميتة فهي له ، و ليس لعرق ظالم حقّ »
، ( 3 ) العرق الظَّالم ، يعنى اينكه مردى به زمينى كه پيش از او كسى آن را احيا كرده است بيايد ، و از
هامش
« 1 » « مستدرك الوسائل » 3 / 194 .