است به بعضى ، و ديگران را از آن محروم كردن ، خروج از وضع الهى است . و طبيعى است كه اين عملكرد موجب فقر بسيارى از مردم مىشود - چنان كه واضح و مشهود است .
در بارهء اين موضوع ، و آنچه از برخى فقيهان بزرگ رسيده است ، به فصل دوم ، از باب دوازدهم رجوع كنيد . « 1 »
ب - اختصاصيابى اموال عمومى و فرصتهاى اقتصادى به كسانى خاص
قرآن
1 - * ( ما أَفاءَ الله عَلى رَسُولِه مِنْ أَهْلِ الْقُرى ، فَلِلَّه وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبى وَالْيَتامى وَالْمَساكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ ، كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الأَغْنِياءِ مِنْكُمْ ) * . . . « 2 » .
آنچه خدا به فرستادهء خود از اهالى روستاها ( و آباديها ) به غنيمت داد ، ( خمس آن ) مخصوص خدا است و رسول خدا و خويشاوندان وى و يتيمان و مسكينان و در راه ماندگان ، تا ميان توانگران دست به دست نگردد ( و به گروهى اختصاص نيابد ) . . .
حديث
1 - النّبيّ « ص » : النّاس شركاء في ثلاث : النّار ، و الماء ، و الكلاء . « 3 »
هامش
« 1 » ( جلد پنجم )
« 2 » « سورهء حشر » ( 59 ) : 7 .
« 3 » « مستدرك الوسائل » 3 / 150 .