تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
مىدهد ؛ پس سبب فقر - بنا بر احاديث و بسيارى از آيات قرآنى كه مىگويد خداوند متعال ، ارزاق خلق را آفريد و معيشتهاى آنان را مقدّر و مقرّر ساخت و آنچه را كه از زمين به دست مىآيد براى همه قرار داد - امرى اجتماعى و اقتصادى و سياسى است كه بايد از ميان برداشته شود . آرى ، علَّت گرسنگى ستمديدگان پرخورى ستمگران است . و آنجا كه قرآن كريم مىفرمايد : * ( وَجَعَلْنا لَكُمْ فِيها مَعايِشَ ) * « 1 » - ( 1 ) وسيلهء معاش شما را در زمين قرار داديم ، بر ما معلوم مىشود كه اگر بعضى از مردم بر بعضى ديگر ستم روا ندارند ، هيچ گاه ناكامى و فقرى وجود پيدا نخواهد كرد . به همين جهت است كه امام موسى بن جعفر « ع » ، فرموده است : « لو عدل في النّاس لاستغنوا « 2 » - ( 2 ) اگر با مردمان به عدالت رفتار شود ، همه بىنياز خواهند شد » . پس عامل فقر مردم تحقّق نيافتن عدل و داد است ، آن گونه كه ائمّهء طاهرين فرموده‌اند ، و بايد عالمان دين و حاكمان مسلمين - در هر جاى - به آن توجّه بسيار مبذول دارند . از غصب شدن حقوق ناكامان و ستمديدگان ، در فصل سى و هشتم ، از اين باب - بتفصيل - سخن گفته‌ايم . « 3 » شمارى از فصلهاى اين دو باب ، از كتاب « الحياة » ، به نيكوترين وجه اين موضوع را براى خواننده روشن و آشكار مىسازد . و بر خوانندهء آگاه و هوشيار پوشيده نيست كه شمار فراوانى از خاستگاههاى ياد شده در اين فصل ، از آثار و نتايج « نظام تكاثرى » و پيامدهاى منفى آن است ، همچون : ( 1 ) - خوردن مال مردم به ستم و گناه . ( 2 ) - ستم روا داشتن بر مزدوران و كارگران . ( 3 ) - افزايش بىحساب سود كه موجب بالا رفتن نرخها مىشود . ( 4 ) - رباخوارى و كم فروشى و احتكار . ( 5 ) - نپرداختن انواع مالهايى كه بايد پرداخت شود .
هامش
« 1 » « سورهء اعراف » : 10 . « 2 » « اصول كافى » 1 / 524 . « 3 » ( در همين جلد ) .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 471 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام