تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزاره ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
* ( 27 ) سلونى . . . : از هرآنچه زير عرش خداوند است از من بپرسيد . اين عبارت به صورت « سلونى عمّا دون العرش » در ص 15 ، ج 2 ، حبيب السير و به صورت « سلونى عما شئتم » در ص 80 همان آمده است . * ( 28 )
أَلا لَهُ . . . :
بخشى از آيهء 54 - اعراف . * ( 29 ) انّى لامن . . . : براستى من از دشمن دانا آسوده‌دل هستم ، امّا از دوستى كه بر او نادانى و جنون عارض شده بيش مىترسم . خرد و خردمندى ، تنها يك فنّ است كه مىتوانم راه آن را دريابم و آن را فرا بگيرم ، امّا جنون و نادانى ، گونه‌گون است . اين دو بيت در مجانى الادب ( ج 3 ، ص 129 ) بدون ذكر قائل مندرج است . در مصراع اخير صنعت « ارسال المثل » به كار رفته كه اشاره دارد كه مثل معروف : « الجنون فنون » ر ك امثال و حكم ، ص 241 . * ( 30 ) هما سيّدا . . . : آن دو ( حسن و حسين عليهما السلام ) سروران جوانان بهشتيان هستند . از اقوال مأثوره است و بصورتهاى مختلف از جمله : [ الحسن و الحسين سيد اشباب اهل - الجنّة فى الجنّة ] « ص 31 ، ج 2 حبيب السير » آمده است . و در ص 306 شرح تعرّف : [ هما سيدا كهول اهل الجنّة من الاولين و الآخرين بعد النّبيين و المرسلين ] . * ( 31 ) هما ريحانتا . . . : آن دو ( حسن و حسين عليهما السلام ) دو شاخهء اسپرغم دل من هستند . در جامع الصغير ( ص 127 ) : الحسن و الحسين سيد اشباب اهل الجنّة و ابوهما خير منهما آمده ، نيز ر ك كنوز الحقائق ج 2 ، ص 92 . در ناسخ التواريخ چنين است : « انّهما ريحانتىّ من الدنيا » ج 6 ، جزء 1 ، ص 83 . * ( 32 ) من احبّنا . . . : هركس دوست بدارد ما اهل بيت رسول را . * ( 33 ) العرب تعلم . . . : قوم عرب اين را مىدانند كه من در مناصب قوم بر بلندترين جايگاه ، جاى گرفته‌ام . من در مقامى بس بلند از باغ عظمت و بزرگوارى هستم كه دست هيچ جنبنده‌اى به شاخ آن نرسد . اگر كسى بر پدر افتخار كند مقامى والاتر از مقام احمد مرسل كه پدر من است وجود