*
( 62 )
فَفَرَرْتُ . . .
:
پس از [ دست ] شما گريختم چون از شما بيمناك بودم . بخشى است از آيه 21 - شعراء .
* ( 63 ) فالليل اخفى للويل :
شب ، شرّ و بدى را ، پوشانندهتر است .
يعنى هرچه مىخواهى در تاريكى شب انجام بده كه راز تو پنهان مىماند . در مورد مثل ر ك : فرائد اللآل ، ج 2 ، ص 162 .
* ( 64 ) شيرويهء حاجب :
از حاجبان مأمون ، به شيرويه نامى بر نخوردم ، حال اينكه در منابع ديگر از جمله آداب الحرب و الشجاعهء مباركشاه ، ص 47 و دستور الوزراء خواندمير ( ص 58 ) اين شخص سعيد شاهك است نه شيرويه ، و درست اينست .
* ( 65 ) غمام اكمام :
دقيقا مفهوم اين تركيب دانسته نشد ، چرا كه غمام بمعنى ابرها و اكمام : آستينها است ، شايد منظور اين باشد كه : روى خود را به آستين پوشانيده بود ، امّا كمى از چهرهء وى از آستينها بيرون مانده بود بدين جهت واردشونده فورى او را شناخت .
* ( 66 ) اشتدّى :
اى تنگسالى و سختى ، شدّت پيدا كن ، [ تو هم روزى ] گشوده خواهى شد . مصراع اوّل از قصيدهايست معروف به « قصيدهء منفرجه » از ابو الفضل التورزى معروف به « ابن النحوى » متوفى به سال 513 ، مطلع قصيده اينست :
اشتدّى ازمة تنفرجى * قد آذن ليلك بالبلج
ر ك : ص 1346 كشف الظنون .
اين مصراع در ص 451 ترك الاطناب جزو اقوال پيامبر آمده .
* ( 67 ) فالعفو عن قدرة :
بخشش از روى قدرت و توانايى ، خود گونهاى از بخشش است . ر ك امثال و حكم دهخدا ، ص 261 ، ج 1 .
نظير : العفو مع القدرة جنّة من عذاب اللّه سبحانه : غرر و درر آمدى ص 252 ج 7 .
* ( 68 ) لن يذهب . . . :
نيكى و احسان هرگز در ميان خداوند و مردم از بين نمىرود .
مصراعى است از « حطيئة جرول بن اوس » شاعر مخضرم ( وفات 45 ق ) و تمام بيت اينست :
من يفعل الخير لم يعدم جوازيه - * لن يذهب . . .
* ( 69 ) نعوذ باللّه :
پناه ببريم به خداوند از وجود همسايه گمراه ، كه نيكيها را پنهان دارد و بديها را فاش مىسازد .