*
( 45 ) سجيّة مطبوع . . . :
بهنگامى كه تكلّف [ به تصنع خوى نيك را بر خود هموار كردن و بستن ] خوى مردان را زشت و نازيبا مىگرداند ، خوى او [ ممدوح ] با سجاياى مجد و بزرگى سرشته است .
* ( 46 ) چنان كه از فيض سخاى او روان نظام در رشك است :
مراد از نظام ، خواجه نظام الملك طوسى دانشمند و نويسندهء مشهور قرن پنجم و وزير نامدار ملكشاه سلجوقى ( مقتول در رمضان 485 ه . ق ) است .
* ( 47 ) حاتم :
مراد ابو عبد اللّه ابن سعد طائى است كه از اسخياى عرب بود .
* ( 48 ) فضل بن ربيع :
وزير اديب و دورانديش هارون الرشيد و پسرش امين بود كه پس از پيروزى مأمون در سال 196 ق . پنهان شد ولى مأمون او را بخشيد ، وى بسال 208 ق در طوس درگذشت . ( لغتنامه به نقل از اعلام زركلى )
* ( 49 ) معن زائده :
مراد ابو الوليد بن عبد اللّه الشيبانى است كه از مشهورترين بخشندگان و از جمله شجاعان و فصحاى عرب بود كه در سال 151 ق درگذشته .
* ( 50 ) لو لا المشقّة . . . :
اگر [ در راه رسيدن به سرورى ] رنج و زحمت نبود ، مردم همگى سرورى مىكردند .
بخشش آدمى را تهىدست مىكند و دست يازيدن به مهالك ، و دلاورى ، كشنده است .
بيتى است از متنبّى شاعر عرب .
* ( 51 ) و قد قيل : بالافضال . . . :
گفتهاند : شأن كسان ، به احسان و الا گردد .
* ( 52 ) علم الرجل . . . :
دانش مرد ، مانند فرزند اوست كه جاودانه بماند .
* ( 53 ) ما العلم . . . :
دانش چيزى جز آنكه در سينه و دل آدمى باشد ، نيست . مصراعى است از بيتى منسوب به حضرت على ( ع ) ، و بيت در « تمثيل و محاضرة » چنين آمده :
ليس بعلم ما حوى القمطر * ما العلم الّا ما وعاه الصدر
( ص - 164 )
* ( 54 ) العلم ما . . . :
دانش تو همانست كه دريافته و فهميده باشى نه آنچه در ظرف سينه گذاشته باشى .