تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الأعقاب ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
افندى را از دولت عثمانى به تعزيت خاقانى و تهنيت و مباركباد و جلوس سلطانى به ايران مأمور ساختند . بيامد به دار الخلافه زمانى ممتد بماند . وضع و محاذات آن چنان كه بر سبيل ايجاز عرض رفت و مىرود بدى و بدانست و بشناخت و برفت سعايت آغاز نهاد . معايب همچنانكه ديده بود گفتن گرفت . رعب و شوكت ساليانه گذشتگان زايل و ساقط گرديد . با تجّار و مجاورين و متوقفين آن ديار وضع را تغيير و رسم را تبديل بنهادند . منهيان اخبار آوردند ، چنان كه رسم اين نادان است بدون افتكار و استشاره و تعمّق و تدبّر و غور فى الفور زوّار و تجار را منع از ذهاب و حكم به اياب نمود . اعلام جنگ بفرستاد . كارگزاران دولت قوى عدّت عثمانى ساز پيكار و تهيّه كارزار را تدارك آوردند . به سرحدّات جنود نامعدود :
سپاهى به هيبت چو امواج دريا * گروهى به كثرت چو اعداد اختر به نيزه همه حافظ عهد رستم * به خنجر همه وارث تيغ حيدر
با پاشايان كار افتادهء صاحب وجود مقرر داشتند ، نجيب پاشا كه به كمال كياست و فرط سياست و قانون ملك‌دارى و قواعد كارگزارى و رسم لشكركشى و مراسم دشمن كشى از افراد رجال آن دولت ممتاز بود :
سنان اوست عروس شگرف نصرت و فتح * عجب عروس كه او راست زيور آتش و آب
به امارت و سرحددارى عراق عرب سرافراز آمد . پس از وصول بدان بلاد و ورود به دار السلام بغداد معلوم آمد كه سخن جنگ حرفى واهى و از عدم دانش و فرهنگ رفته بود . چون مبناى اين نسخه به تاريخ‌نگارى نيست [ تعرّض به چون و