12 محاصره قلعهء تعز و فتح ايرانيان
اما مؤلف اخبار و مقرّر اسرار چنين روايت مىكند كه چون شاه سرور ديد كه ايرانيان دست تغلب بر يمنيان گشادهاند ، وقت فرصت و هنگام قوت نيست روى بطيفور وزير كرد و گفت : چون مىبينى كه كار سپاه ما بغايت مشكل شد ! طيفور گفت : اى شاه ، ما را مصلحت آنست كه بجانب شهر تعز رويم كه من بطلب لشكر فرستادهام چون لشكر بيايد بر در شهر تعز حرب كنيم كه جاى سختست ، اينجا مقام ايستادن نيست .
ايشان درين گفتن بودند كه از يمين و يسار و از پيش و از عقب آواز گردان و مبارزان ايران برآمد و صف بر صف مىدريدند . فيروز شاه و فرخزاد و بهمن زرينقبا و بهمن زرينكلاه با تيغهاى كشيده در رسيدند و از طرف ديگر خورشيد شاه و جمشيد شاه با چند پهلوان سپاه بيامدند . شاه سرور دانست كه ديگر جاى مقام نيست ، عنان مركب بگردانيد و روى را به شهر تعز نهاد . فيروز شاه بپاى علم رسيد ، علم را با علمدار بدونيمه كرد و علم شاهى را سرنگون كرد . چون اهل يمن علم شاهى را نگونسار ديدند رو بهزيمت نهادند . سپاه ايران چون فرصت يافتند در عقب ايشان بتاختند ، هركه را بديدند سرانداختند ، ميكشتند و مىخستند و مىبستند و اسير مىكردند . مال و نعمت روى زمين بتاراج مىگرفتند . ملك داراب چون ازين حال خبردار شد رو به سجده نهاد