كتاب الالف
بسم اللّه الرحمن الرحيم
باب فى رؤية اللّه عزّ و جلّ
كرمانى گفت هركس كه خداى را عزّ و جلّ اندر خواب بيند به سكونت و گستاخى خداى را عزّ و جلّ بخواهد ديد به خرّمى .
پس اگر خداى را عزّ و جلّ بيند كه با وى سخن گويد و مر خداى مىتواند ديدن اندر بهشت شود . و بود نيز كه اندر گناهى باشد و خداى عزّ و جلّ او را حذر همىفرمايد .
پس اگر بيند كه سپاس دارى همىكند و مرو را همىپرستيد بسيار نيكى بيند .
و اگر كسى بيند كه خداى را عزّ و جلّ همىخواند هيچ شكّى نبود كه خداى تعالى او را اجابت كند .
اگر بيند كه پيش خداى او را شمار همى [
b
35 ] « 1 » كنند مردى بود كه خويشتن را شمار همىكند و گناهان ياد مىآورد و انديشه همىكند از آن جهان .
اگر بيند كه خداى وى را مژده همىدهد مژدهء بزرگ بياود از بهر آنكه خداى عزّ و جلّ همىگويد :
« لَهُمُ الْبُشْرى فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ »
« 2 » ، دهش خداى عزّ و جلّ و بشارت يابد .
كرمانى گفت اگر بيند كه خداى عزّ و جلّ او را چيزى داده بود از آلت اين جهانى دست به دست ، مر آن مرد را بلاى رسد و مرو را بدان مزد « 3 » عظيم دهد و بهشت او را واجب كند ، امّا چنانك زندگانى دراز دران بلا بماند . گفت مردى اندر خواب ديد كه خداى عزّ و جلّ او را نامهاى داد . با پسر سيرين بگفت . گفت وصيّت كن كه بخواهى مردن ، از بهر آنك خداى عزّ و جلّ مىگويد :
« لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ . »
« 4 »
هامش
( 1 ) - همى مكرر تحرير شده
( 2 ) - يونس / 64
( 3 ) - كذا در اصل ، شايد : مژده
( 4 ) - الرعد / 38