تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 27

مساهمون:

صخوابگزارى ٢٧
خشك بودند و سال گذشته ، و امسال وقت آن است كه آب با جوب مىآيد و سال نو روى نمود . گفت مردى به خواب ديد كه چهل ميوه بيافتى بر در پادشاه . خواب او را تفسير كردند كه چهل هزار درم بيابد . بيافت . بارى ديگر بىوقت همين خواب ديد . گفت چهل چوب بزنندش . هم‌چنين بزدند . جهت آن‌كه يكى به وقت بيرون شدن سال ديد و ديگر به وقت اقبال سال . اين معنى ياددار و هر چيزى برين گونه قياس كن .

باب اندر پديد كردن خواب كدام وقت شايد گفت و كدام وقت نبايد گفت و اندر خواب كودكان

اگر مردى يا زنى بر تو آيد در آن فصل كه روز اندر افزونى بود بدان كه كار او نيك بخواهد بودن و كار او در اقبال است . و هر خوابى كه از پس زوال ببينند [
a
16 ] تا نماز شام بايد كه او را جواب ندهى كه نيك نيايد . و هم شايد گفت پيش از آن‌كه آفتاب برآيد و به روزى كه باران بارد . و كودك را كه به جاى مردان رسيده نبود خواب درست نباشد ، و نه دخترى را كه به جاى زنان رسيده نبود . و ياددار اين‌كه ياد كرديم تا نيازمند نباشى به هيچ خواب‌گزار .

اندر خواب بختنصر

بختنصر خوابى بديد شب يك شنبذ و سوگند خورد كه همه دانشمندان را بكشد مگر آن را كه او را از تفسير خويش آگاه كند . پس هفتصد مرد دانشمند را بكشت و هيچ‌كس تفسير خواب او نمىدانست و نه اصل خواب او كه چه ديده است و او خواب خود را فراموش كرده بود . پس خداى عزّ و جلّ مرا به دو فرستاد و دانش خواب گزاردن داد تا بدانستم كه