و شستن جامه از شوخ و چيزها [ ى ] پليد دليل توبه باشد از گناه و دادن كفارت .
و عمامه اندر تأويل قوت رياست و ظفر باشد بر دشمن .
و پيچيدن عمامه بر سر همچنين باشد ، و نيز دليل سفر بود .
و ديدن كلاه دليل زن كردن [ 19 الف ] يا كنيزك خريدن يا سفر دور بود .
و بر سر نهادن كلاه يافتن ملك و رياست باشد ، و يافتن چيزى باشد از جهت حاكم .
و از سر جدا شدن كلاه رفتن اين چيزها باشد .
و هر خلل كه در كلاه سلطان بيند آن دليل نقصان ملك و دين وى باشد .
و زن را ديدن كلاه بر « 1 » سر نهادن دليل شوهر باشد و دليل آمدن فرزند نرينه .
و ديدن مقنعه مردان را زن بود ، و زنان را شوهر و مال بود .
و پيراهن اندر تأويل دليل غنى و بشارت و آمدن خبر خوش و رسيدن غايب و يافتن گمشده باشد ، قال اللّه تعالى :
« اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هذا »
.
و پيراهن نيز مرد را زن بود و زن را شوهر بود .
و اگر بيند كه آن پيراهن را آستين نبود دليل نيكوئى دين وى بود .
و قبا اندر تأويل قوت و رياست و يافتن فرج باشد از غم .
و فرجى همچنين باشد .
هامش
( 1 ) - اصل : و بر سر