و دريده شدن آن اگر بر درازاى باشد دليل رفتن عرض باشد .
و اگر بيند كه پاره بر جامه دوخته بود ، اگر جامه و پاره هردو شوخگن باشند دليل زيادت غم و فقر و گناه باشد .
و اگر هردو نو و پاك باشند آن در هر چيز كه آن جامه بر آن دلالت كند از كارهاى دنيا و آخرت زيادتى آن باشد .
و اگر جامه پاك باشد و پاره شوخگن ، دلالت كند كه بيشتر اوقات وى [ 18 ب ] اندر طاعت و شادى و غنى باشد ، و گاهگاهى در فقر و غم باشد .
و اگر جامه شوخگن باشد و پاره پاك ، آن برعكس اين باشد .
و جامه چون دراز باشد آن دليل زيادتى آن چيز باشد كه آن جامه بر وى دلالت كند از احوال دنيا يا آخرت .
و چون كوتاه باشد بر خلاف آن باشد ، و فراخى و تنگى نيز همچنين باشد .
و همچنين هر چندان جامه سختر « 1 » و بقوتتر باشد آن قوت آن چيز باشد كه آن جامه بر وى دلالت كند .
و جامه چون نرم باشد آن دليل قوت آن حال باشد .
و اگر بيننده را عادت نباشد جامهء نرم پوشيدن ، چون بندگان و ديگر اهل عمل ، در حق ايشان دليل بيمارى بود .
و خوردن جامهء شوخگن خوردن مال حرام بود .
و خوردن جامهء پاك خوردن مال حلال بود .
هامش
( 1 ) - ( - سختتر ) .