[ باب سى و پنجم ] [ اندر تأويل مرده و گور ]
. . . . . . . . . . . . . . .
. . . . . . . . . . . . . . .
. . . به گورستان برد و دفن كند ادا [ ى ] حقى كند .
و اگر بيند كه مرده را زنده گردانيد كارى مرده را زنده كند يا وى را قصاصى لازم شود و عفو كند .
و سخن با مرده گفتن درازى عمر بود .
و خنديدن مرده دليل نيكويى آخرت وى بود .
و گريهء وى بر خلاف اين باشد .
و اگر بيند كه مرده منقبض بود ، يا روى سياه بود همچنين باشد .
و اگر بيند كه جامهء سبز يا سفيد پوشيده بود ، يا تاجى بر سر نهاده بود ، يا چيزى از لباسها [ ى ] بهشت پوشيده بود اين جمله دليل نيكوئى وى بود - الا آنك آن مرده كافر مرده باشد كه تعبير آن به بيننده يا به كسى از متعلقان آن مرده بازگردد .
و اگر بيند كه مرده نماز كرد ، يا روزه داشت ، يا حج كرد ، يا زكات داد دلالت بر ثواب عملى كند كه آن مرده در حيات « 1 » خود كرده باشد .
هامش
( 1 ) - اصل : حيوة