و صبر كردن اندر تأويل يافتن رفعت و حكم و ظفر باشد .
و ديدن سختى و ضعف و مشقت و كوبه بسبب عشق ، همه نقصان حال بيننده باشد بسبب آن بلا و فتنه .
و زردى روى دليل گناه باشد .
و ديدن معانقه دليل محبت و مخالطت باشد يا . . . .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . « 1 » [ 3 الف ] بيننده و سيد وى .
و بر زن كسى دادن دوستى باشد ميان بيننده و شوهر آن زن .
و اگر بيند كه بوسه بر والى شهر داد به جاى وى بنشيند .
و اگر بر قاضى داد قاضى قول وى قبول كند .
و اگر بيند كه شخصى را مىمكيد مال وى بستاند به قدر آن مكيدن .
و اگر بيند كه كسى به چنگل گرفت طمع در مال وى كند .
و اگر بيند كه بينى وى را به چنگل گرفت با زن وى خيانت كند .
و اگر بيند كه شخصى را به دندان گرفت با وى مكر كند و وى را دشمن دارد ، و گفتهاند وى را دوست دارد .
و اگر بيند كى جواب ( ؟ ) شده بود در شخصى طعنه زنند كه دوست - ترين خلق باشد به نزديك بيننده .
و اگر بيند كه بىقرار شده بود از كارى پشيمان گردد .
هامش
( 1 ) - اينجا دو سطر از انتهاى ورق پاره شده است .