باب سى و سوم اندر تأويل عشق و آنچ بران تعلق دارد از زردى روى و ضعف و صبر ، و اندر تأويل بوسه دادن و ستدن و دندان گرفتن و به چنگل گرفتن ، و اندر تأويل بويها [ ى ] خوش ، و اندر ديدن و تمام شدن كارها
بدان كه عشق اندر تأويل بلا باشد .
و ديدن دوستى اندر دل دليل [ 15 ب ] فتنه باشد و فضيحت .
و ديدن فتنه اندر دل محبت و عشق باشد .
و اگر چنان بيند كه كسى وى را گويد من ترا دوست دارم آن دليل دشمنى باشد ، و اگر گويد دشمن دارم دليل دوستى باشد .
و اگر در خواب بيند كه جمله كارها [ ى ] وى تمام شده بود آن نقصان كار و زايل شدن نعمت باشد .
و نفس سرد كشيدن دليل عملى باشد كه سبب پشيمانى باشد .
و لرزيدن دل اندر تأويل ترك كردن باشد ، چون سفر و تزويج .
و سياه شد « 1 » دل بسيارى گناه باشد .
هامش
( 1 ) - ( به معنى سياه شدن )