باب رؤية المرزاب اندر ديدن ناودان
دانيال گفت اگر بيند كى ناودان اندر سراى وى همىدويد بىباران بدان سراى بدى رسد از پادشاه .
كرمانى گفت ناودانى بىباران خونها بود كى بدان زمين و محلّه ريخته شود .
پس اگر بيند كى ناودان از باران همىآيد غمها بود كى از مردم برخيزد و رحمت خدائ عزّ و جلّ نزول كند .
باب رؤية الماء اندر ديدن آب
پسر سيرين گفت آب بسيار پادشاهى است .
اگر بيند كى به آب بسيار اندر آميخت كارى كند كى بدان به پادشاه اندر آميزد .
اگر بيند كى از وى بيرون آمد او [ را ] رستگارى بود از كار پادشاه .
دانيال گفت اگر كسى بيند كى آب اندر خانهء او افتاد او را بيمارئ سخت رسد .
اگر آب تيره بود بيمارى سختتر بود .
اگر بيند كى آن آب خانهء او بيران كرد كسى از مردمان آن سرا بميرد .
كرمانى گفت اندر آميختن به آب تيره به هيچ نوع نيك نيست و نه در آنچ از چاه برآيد [
a
174 ] و نه در رود - كى سهمگين بود . مگر آب - نازيان كار كى آن زندگانى خوش بود ، اگر بيند كى ازان بيابد يا بخورد .
دانيال گفت اگر كسى آب روشن و خوش خورد خرمى و سعادت يافتن بود و خواستهء بسيار ، و آب تيره غم و اندوه و بيمارى .