كرمانى گفت اگر بيند كى آب روشن همىخورد نيكى بيابد بدان حدّ كى از آن آب خورد ، يا زندگانى دراز خوش .
پس اگر آب دريا بود ازان نيكى كى بيابد اندكى بيمارى كشد و زندگانى ناخوش پس ازان .
اگر بيند كى در ميان آب است و ازان بيرون نمىتواند آمد كار سخت برو آيد .
اگر بيند كى كسى او را به آب افگند اندران سال خرمى يابد و چشم او روشن شود .
پسر سيرين گفت اگر آب روان بيند روزى بود .
ديگر گفت كى من آب خوردن دوست ندارم اندك و بسيار . امّا اندر افتادن دوست دارم و خويشتن شستن و دست شستن .
اگر بيند كى بر سر آب رفتى او را سفرى افتد كى اندر آن مخاطره باشد و عاقبت آن خداى بهتر داند .
دانيال گفت اصل آب جمله زندگانى خوش است . و سعيد بن المسيّب و پسر سيرين و ياران پيغمبر صلوات اللّه عليه همچنين گفتند .
كرمانى گفت اگر بيند كى آب اندر صرّه يا اندر جامه يا اندر چيزى كى بدين ماند - و نه جاى آن بود - مىكرد او خواستهاى يابد از جاى بر خطر ، اگر پندارد كى آن آب از بهر خود جاى بخواهد نهادن .
پسر سيرين گفت آتش و آب هردو پادشاه است .
باب رؤية المنشار [
b
174 ] اندر ديدن اره
كرمانى گفت اگر كسى بيند كى به اره همىبريدندش و مرورا پسرى بود يا خواهرى تأويل ايشان باشد .