باب رؤية المفتاح اندر ديدن كليد
كرمانى گفت كليد پادشاهى عظيم بود و خواستهء بسيار .
اگر بيند كى كليد بيافت پادشاهئ عظيم بود و خواستهء بسيار بياود .
اگر بيند كى درى به كليد بگشاد او را دعا مستجاب بود ، و ممكن كى تأويل اين پدر و مادر او را بود و كار كى جويد بيابد . مگر كى بيند كى كسى از بهر او بگشاد - آنگه تأويل آن بود كى به كارى رسد به يارى كس ديگر .
اگر بيند كى درى بر وى گشاده شد از غم رهائ ياود و بسيار نيكى بيند و از دعا كسى . . . . « 1 » ديگرى اگر در گشادن بر وى دشخوار گشت او بدان نرسد كى ياد كرديم ، مگر كى عاقبت هم گشوده شود . [
a
173 ]
پسر سيرين گفت كليد مردى بود . اگر مردى بود كليدى به كسى دهد « 2 » و كنيزكى دارد بفروشد . اگر كنيزك ندارد زن را طلاق دهد و آن مرد او را به زنى كند .
باب رؤية المرأة ثانيا اندر ديدن زن
كرمانى گفت زن سال بود ، و بهترين زنان اندر خواب تازيان ، و آنك نشناسى بهتر از آنك شناسى و قوىتر .
و آنك خويشتن را آراسته دارد و نيكو بود بهتر از ديگران .
و لكن از همه بهتر آن بود كى نشناسى در كار اين جهانى .
هامش
( 1 ) - دو كلمه به علت پارگى كاغذ خوانده نمىشود
( 2 ) - اصل : ديد