اگر مردى بيند كى از مصحف قرآن همىخواند بر گفتار حقّ بود .
كرمانى گفت اگر مردى بيند كى مصحفى باز كرده بود و همىخواند او اندران ولايت حكمت و داد گسترد .
اگر بيند كى مصحفى دارد و چون باز كند هيچچيز اندر وى ننوشته بيند او را زندگانى سپرى شده است .
اگر بيند كى بهرى نوشته است و بهرى نه او را زندگانى چندانى بود كى آنك نوشته بيند .
پسر سيرين گفت اگر كسى بيند كى مصحفى همىخواند خداى تعالى او را ولايتى دهد كى اندران ولايت عدل گستراند .
دانيال گفت اگر كسى بيند كى مصحف همىخورد خداى عزّ و جلّ مرورا علمى بدهد .
اگر بيند كى مصحف را بسوخت اندر دين او تباهى آيد .
اگر بيند كى مصحف ازو بازستدند آن علم كى دارد ازو بازستانند و علم او و نامش از جهان گسسته شود .
اگر بيند كى مصحف همىفروخت علم وى اندر مردم پراگنده شود .
اگر بيند كى از مصحف بهرى خوانده بود و بهرى مانده او خداوند علم بزرگ شود ، چندانك [
a
167 ] مايهء آن نتوان دانست .
گفت اگر مردى بيند كى اندر خانهء او مصحفى است و قفل برزده او مردى بود دل سخت كرده .
اگر مردى بيند كى آسمانها و زمينها در هم پيچيده است و دزدنده « 1 » او ، مصحفى بدزديده است .
* * *
هامش
( 1 ) - كذا در اصل